شات این است که وقتى دیدى برادرت نقطه ضعفى دارد به او بگویى.امام صادق علیه السلام فرمود در بین دوستان من آن کسى را که بیشتر از همه از من انتقاد مى‏کند او را دوست دارم.. “أَحَبُّ إِخْوَانِى إِلَىَّ مَنْ أَهْدَى إِلَىَّ عُیُوبِى” (کلینی،1365، ج 2 ، 639) بهترین دوستان من کسى است که عیب‏هاى من را به من هدیه بدهد.امیرالمؤمنین علیه السلام به مالک اشتر مى‏فرماید در حکومت چند نفر را مسؤول قرار بده تا از تو انتقاد کنند. جامعه مثل یک کشتى است که حیات همه به هم وابسته است. یک گران فروش باید بداند که‏ “إِنْ أَحْسَنْتُمْ أَحْسَنْتُمْ لِأَنْفُسِکُمْ وَ إِنْ أَسَأْتُمْ فَلَها” (اسراء/ 7) امام کاظم علیه السلام فرمود: “اجْتَهِدُوا فِى أَنْ یَکُونَ زَمَانُکُمْ أَرْبَعَ سَاعَاتٍ سَاعَهً لِمُنَاجَاهِ اللَّهِ وَ سَاعَهً لِأَمْرِ الْمَعَاشِ وَ سَاعَهً لِمُعَاشَرَهِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ وَ یُخْلِصُونَ لَکُمْ فِى الْبَاطِنِ وَ سَاعَهً تَخْلُونَ فِیهَا لِلَذَّاتِکُمْ فِى غَیْرِ مُحَرَّمٍ” (ابن علی بن شعبه،1404، 409) عمر خود را برنامه ریزى کنید و ساعتى را براى‏ “لِمُعَاشَرَهِ الْإِخْوَانِ وَ الثِّقَاتِ الَّذِینَ یُعَرِّفُونَکُمْ عُیُوبَکُمْ” رفیق خوب بگیرید و روزى چند دقیقه کنار کسى بنشینید و بگویید کسى اشکال من را بهم بگوید و انتقاد کردن را دوست داشته باشید.وقتی به منافقین گفته می شود‏ “لا تُفْسِدُوا فِى الْأَرْض” (اعراف/ 56) مى‏گویند “إِنَّما نَحْنُ مُصْلِحُونَ” (بقره/ 11)، “زُیِّنَ لَهُمْ سُوءُ أَعْمالِهِمْ” (توبه/ 37) قرآن مى‏فرماید: “وَ کَذلِکَ زُیِّنَ لِفِرْعَوْنَ سُوءُ عَمَلِهِ” (غافر/ 37) یعنى جنایت مى‏کرد ولى اینقدر بله قربان مى‏گفتند گمان مى‏کرد همه کارهایش درست است. “أَخَذَتْهُ الْعِزَّهُ بِالْإِثْمِ” (بقره/ 206) قرآن مى‏فرماید تا به گروهى مى‏گویى این کار را نکن، جوش مى‏آورد. “وَ إِذا قیلَ لَهُ اتَّقِ اللَّهَ أَخَذَتْهُ الْعِزَّهُ بِالْإِثْمِ” (بقره/ 206) یعنى متکبر هستند و وقتى به اینها انتقاد مى‏کنى با حالت متکبرانه‏اى دست از گناهشان برنمى دارند. ریشه بدبختى این است که عده‏اى دوست دارند افراد متملق باشند.
گاهى انتقاد از روى سوز و محبت است مثل انتقاد پدر و مادر از فرزند. اما گاهى هم انتقاد از روى حسادت است.مثلا چون به شخص مناصب حکومتی نمی دهند زبان به انتقاد ازمسئولین در رده های مختلف می گشاید. قرآن کریم می فرماید برخى که انتقاد مى‏کنند ناخالصی در نیت وعمل دارند. “وَ مِنْهُمْ مَنْ یَلْمِزُکَ فِى الصَّدَقاتِ” (توبه/ 58) به پیامبرصلی الله علیه وآله وسلم مى‏گفتند تو با این صدقات چه مى‏کنى؟ یعنى نیش مى‏زدند. “وَیْلٌ لِکُلِّ هُمَزَهٍ لُمَزَهٍ” (همزه/ 1) صدقات یعنى مالیات یعنى نیش مى‏زدند که پول‏ها کجا مى‏رود. “فَإِنْ أُعْطُوا مِنْها رَضُوا” (توبه/ 58) البته اگر پول به او بدهى راضى است. یعنى انگیزه‏اش این است که چرا به من ندادی.گاهى هم از روى سوء ظن و بدبینى است. یعنى به طرف مقابل بدبین است. برخى هم که انتقاد مى‏کنند واقعیت این است که چیزى را غلط مى‏بینند و طبق دید خودشان قضاوت مى‏کنند.گاهى هم انتقاد مى‏کنند تا راه براى خودشان باز شود. على علیه السلام فرمود: “ذوو العیوب یحبون إشاعه معایب الناس لیتسع لهم العذر فى معایبهم” (ابن محمد آمدی ،1378، 421) انتقاد مى‏کند که فلانى و فلانى خراب کردند تا بگوید اگر خودش هم خراب کرد طورى نیست و همه همین طور هستند.عیبهاى جزئى و فردى و شخصى باید کتمان بماند و افشاگرى گناه است و غیبت است اما گاهى مسأله حکومت است و اگر افشا نشود، در سمت وزیر ونماینده حقوق مردم را پایمال مى‏کند. پس افشاگرى در مسائل شخصى گناه و در مسائل اجتماعى و حکومتى جایز است.در مسائل علمى رسم علما انتقاد است و خود فقیه به فقیه اشکال مى‏کند.نقل شده است امام (ره) در نجف درس مى‏گفت و اشکال نمى‏کردند و ایشان فرمود مگر روضه است که اشکال نمى‏کنید. بیان انتقاد باید با صفا و محبت همراه باشد. حضرت رسول صلی الله علیه وآله وسلم فرمود: “الْمُؤْمِنُ مِرْآهُ الْمُؤْمِنِ” (ابن علی بن شعبه ،پیشین، 171) آنقدر آینه جلا دارد از روى صفا و صافى عیب تو را نشان مى‏دهد و مؤمن هم باید همین طور باشد چون على علیه السلام فرمود: “فَأَعِینُونِى بِمُنَاصَحَهٍ خَلِیَّهٍ مِنَ الْغِشِّ” (انصاریان،1388، خ 118 ، 269) کمکم کنید طورى که در انتقادتان غش و حیله و کلک نباشد.
یکی دیگر از ملزومات انتقاد سالم انصاف است. انتقاد بایددر برخی مواقع مخفیانه باشد. على علیه السلام فرمود: “النصح بین الملأ تقریع” (ابن‏ابى‏الحدید،1404، ج 20 ، 341) اگر روبروى جمعیت انتقاد کنى طرف را شکسته‏اى. “الْقارِعَهُ مَا الْقارِعَهُ” (قارعه/ 2- 1) یعنى کوبنده. آینه داد نمى‏زند.اینجا این سوال مطرح می شود که چرا برخى انتقادهای نا بجا به جامعه و روزنامه و رسانه ها کشیده می شوند؟همچنین برخی انتقادات باید با اشاره گفته شود و به اسم وبا صراحت و بدون رعایت شرایط لازم ابراز نشود. رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم ناراحت شد فرمود نروید بگویید فلانى فلان کار را کرده است بگویید بعضى یا برخى. “ما بال أقوام یفعلون کذا و کذا و لا یعین” (شهید ثانی،1413، 15) اقوامى هستند که چنین کارى مى‏کنند.همچنین باید زیبایى‏ها را هم ملا حظه کرد. آینه اگر مى‏گوید این طرف صورت سیاه است مى‏گوید آن طرف صورت هم زیباست. نباید مثل مگس فقط روى زخم نشست یا مثل زنبور عسل فقط روى گل خوشبو نشست و نه مثل آجر بى تفاوت بود و اگر این طور باشد اثر نمى‏کند.در انتقاد نباید تجسس کرد”إِنَّ الَّذینَ یُحِبُّونَ أَنْ تَشیعَ الْفاحِشَهُ” (نور/ 19) قرآن مى‏فرماید کسانى که دوست دارند اشکالات دیگران را به رخ بکشند عذاب دردناکى دارند.
امام باقر علیه السلام فرمود :نزدیکترین راه کفر این است که مسلمان با مسلمان دیگر رفیق شود و زیر پایش را بکشد و عیبهایش را بیرون بکشد و نگهدارد تا یک زمان آبرویش را بریزد. “أَقْرَبُ مَا یَکُونُ الْعَبْدُ إِلَى الْکُفْرِ أَنْ یُوَاخِىَ الرَّجُلَ عَلَى الدِّینِ فَیُحْصِىَ عَلَیْهِ عَثَرَاتِهِ وَ زَلَّاتِهِ لِیُعَنِّفَهُ بِهَا یَوْماً مَا” (کلینی،1365، ج 2، 354).مسأله دیگر این است که انتقادباید عیب عمل شخص را بررسی کند و شخصیت وهویت انسانی شخص باید حفظ شود. درباره انسان قرآن مى‏فرماید: “وَ إِذا خاطَبَهُمُ الْجاهِلُونَ قالُوا سَلاماً” (فرقان/ 63) نسبت به جاهل خوب است و با جهل بد است.
یکى از مهمترین نکته ها این است که طورى انتقاد شود که سوژه در دست دشمن نشده وموجبات سوءاستفاده دشمن فراهم نگردد.رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم بالاى منبر بود و در حالى که به مردم مى‏نگریست مشغول سخنرانى بود. کسى پاى منبر نشسته بود و رسول الله صلی الله علیه وآله وسلم به او نگاه نمى‏کرد. گفت: یا رسول الله “راعِنا، راعِنا” به ماهم نگاه کن. راعنا یعنى مراعات کن ما را ولى به زبان عبرى یعنى ما را خر کن. یهودى‏ها گفتند مسلمانان به پیامبر پاى منبر مى‏گویند ما را خر کن. آیه نازل شد: “یا أَیُّهَا الَّذینَ آمَنُوا لا تَقُولُوا راعِنا وَ قُولُوا انْظُرْنا وَ اسْمَعُوا وَ لِلْکافِرینَ عَذابٌ أَلیمٌ” (بقره/ 104) یعنى مسلمانان این لفظ را به کار نبرید چون اگر این طور انتقاد کنید یهودیان اینگونه مى‏گویند. “وَ قُولُوا انْظُرْنا” یعنى به ما نظر کن. پس باید در انتقاد کلماتى به کار ببرید که دشمن سوء استفاده نکند. انتقاد غیر مستقیم در بسیاری از مواردمؤثرتر است‏ امام حسن و امام حسین علیهما السلام بچه بودند ولى براى این که پیرمرد از گفتن آنها ناراحت نشود،گفتند ما وضو مى‏گیریم و تو ببین و با نمایش به پیر مرد گفتند وضوى تو غلط است. پس انتقاد غیر مستقیم باشد.باید توجه داشت که انتقاد نباید همراه با توهین باشد.یکی از ظریف ترین مسائل انتقاد این است که انسان از خودش انتقاد کند چه بسیار مسائل و مشکلاتی که به خاطر کم کاری یا سست بود خود شخص متوجه مخاطبین وجامعه می شود وانسان از این غفلت از تکلیف بی خبر است.
گفتنی است معیار ها وموازینی که انتقاد از دولت و اعتراض به عملکرد آن باید تابع آنها باشد‏‏، موضوع اصلی این تحقیق است وبه تفصیل شرایط وقواعد آن رامورد بررسی قرار داده است.برای تحقق اهداف این تحقیق دراستخراج الگوی نقد نظام سیاسی در سیره امیر المومنین علیه السلام موارد ذیل مورد توجه قرار