لامی (مطالعه موردی: مجلس شورای اسلامی ایران)، دانشگاه امام صادق علیه اسلام، مقطع تحصیلی دکترا، 1380.
2. ربیعی، حسین، معیارهای مقبولیت حکومت دینی با تأکید بر تفاوت های مکانی، دانشگاه تربیت مدرس، مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد، 1383.
3. اردیزی، فرج الله، تحرک اجتماعی و کارآمدی دولت در جمهوری اسلامی ایران، مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، دانشگاه تهران، 1387.
4. ابراهیم‌پور، میرصمد، مولفه های کارآمدی نظام سیاسی، دانشگاه آزاد اسلامی – واحد تهران مرکز، مقطع تحصیلی کارشناسی ارشد علوم سیاسی، 1387.
در این پایان نامه ها دانشجویان گرامی هر کدام در بخشی از پایان نامه خویش به بررسی مفهوم کارآمدی و عوامل موثر بر کارآمدی نظام سیاسی یا نظام جمهوری اسلامی، یا نهادهای آن پرداخته اند.
6. روش پژوهش
این پژوهش از نوع تحقیقات اسنادی و توصیفی- تحلیلی است. ابتدا با مطالعه کتابخانه‌ای اطلاعات لازم پیرامون ابعاد مختلف کارآمدی سیاسی و اندیشه سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی از منابع معتبر استخراج شده و سپس با استفاده از روش تحقیق کیفی تحلیل محتوا، به بررسی و تحلیل آراء و اندیشه های بنیانگذار جمهوری اسلامی پرداخته و فرضیه پژوهش را می آزمائیم.
7. سازمان دهی پژوهش
تحقیق حاضر شامل مقدمه و پنج بخش است؛
در مقدمه ضمن طرح مساله، هدف و ضرورت آن، فرضیه ها، مفاهیم و متغیرها، سابقه، روش و سازمان دهی پژوهش ارائه می شود.
بخش اول: در کنار بررسی مفاهیم و کلیات تحقیق پیرامون کارآمدی و بیان جامع اهمیت آن در ارتباط با مسائلی نظیر مشروعیت، اعتماد، توسعه و… ، به بیان نظریات پیرامون کارآمدی سیاسی و شاخصه های آن می پردازد.
بخش دوم: ضمن مروری گذرا بر زندگینامه بنیانگذار جمهوری اسلامی و ابعاد شخصیتی، معرفتی، علمی، مدیریتی و آثار ایشان، اصول اندیشه سیاسی بنیانگذار جمهوری اسلامی در زمینه حکومت اسلامی مورد بررسی قرار می گیرد.
بخش سوم: به بررسی کارآمدی سیاسی و تکلیف گرایی به عنوان دو متغیر اصلی تحقیق از منظر بنیانگذار جمهوری اسلامی می پردازد.
بخش چهارم: کارآمدی سیاسی با رویکرد تکلیف گرایانه در اندیشه بنیانگذار جمهوری اسلامی با سایر نظریات کارآمدی، مورد مقایسه و ارزیابی قرار می گیرد.
بخش پنجم: نتیجه گیری است؛ به بیان تأثیرات تکلیف گرایی بر کارآمدی سیاسی و ارائه راهکارهای پیشنهادی در جهت کارآمدی نظام سیاسی کشورمان اختصاص می یابد.
در پایان منابع تحقیق ارائه می شود.
بخش یکم
مفاهیم و کلیات
بخش یکم : مفاهیم و کلیات
فصل اول. بررسی مفهوم کارآمدی
تبیین علمی کارآمدی نظام های سیاسی و عوامل تأثیرگذار برآن از منظر بنیانگذار جمهوری اسلامی، در گام آغازین نیازمند ارائه تعریفی دقیق و شفاف از واژگان و مفاهیم کلیدی این پژوهش است. از این رهگذر متغیرهای تحقیق و مفاهیم مرتبط با آن مورد بحث و تحقیق قرار گرفته و حدود و ثغور آن نیز روشن می گردد. تلاش بر این است تا این تعاریف از منظر فلسفه سیاسی و جامعه شناسی سیاسی ارائه گردد، هرچند در پاره ای از توضیحات بر حسب نیاز و اقتضای موضوع پژوهش از اندیشه اسلامی و فقهی نیز بهره می جوئیم. علت اتخاذ چنین گرایشی از آن روست که اصطلاح فلسفی و جامعه شناختی را برای بیان مقصود خود در راستای تأمین هدف اصلی پژوهش که ارائه دیدگاه بنیانگذار جمهوری اسلامی است، کافی نمی دانیم. ایشان الزاماً در نظام معنایی و چارچوب اصطلاحات فلسفه سیاسی و جامعه شناختی سیاسی آکادمیک سخن نگفته اند، بلکه اندیشه سیاسی و دیدگاههای ایشان پیرامون حکومت داری از مبانی، آموزه ها و اصطلاحات اسلامی و فقهی نیز تأثیری عمده پذیرفته است. در عین حال برای ارائه و تدوین دیدگاههای ایشان در قالب تحقیقی علمی و نظام مند، تلاش می شود تا حد ممکن از اصطلاحات، نظریه ها و متد علمی کمک گرفته و ساماندهی تحقیق را بر این اصل استوار سازیم.
با در نظر گرفتن موضوع این پژوهش، محوری ترین مفهوم که در ابتدا باید مورد بررسی قرار گیرد مفهوم کارآمدی است. در گام دوم جهت شناخت دقیق تر و اهمیت آن به جایگاه کارآمدی در نظام های سیاسی و ارتباط آن با موضوعاتی مهم نظیر؛ مشروعیت و اعتماد سیاسی می پردازیم. و در سومین گام متغیر دیگر این تحقیق یعنی تکلیف گرایی- در بخشی مستقل- مورد بررسی قرار می گیرد.
1. معنای لغوی و اصطلاحی کارآمدی
واژه کارآمدی دارای تعاریف و کاربردهای متعددی – خصوصاً در سه حوزه اقتصاد، مدیریت و سیاست – است که ابتدا به بررسی این واژه از منظر لغوی در ادبیات فارسی و لاتین پرداخته و سپس مفهوم آن در سه حوزه فوق بررسی می شود.
1 . 1. کارآمدی در ادبیات فارسی:
کاربرد این واژه در ادبیات ما دارای پیشینه ای طولانی است و حتی در شاهنامه فردوسی، تاریخ بیهقی، طیبات سعدی، آثار نظامی و …، به صورت های مختلفی نظیر “کارآمد”، “کارآمدگی”، “کارآمدن”، “کارآمدنی” و “کارآمده” به کار رفته است (دهخدا،1341، ش51: 117). علامه دهخدا پس از کاربرد شواهد منظوم و منثور، واژگان پیشگفته را این گونه معنا می کند: کارآمد: “آن که کارها را به نیکویی انجام دهد، آن که کارداند.” کارآمدی: “در خور بودن، به کار آمدن، مفید بودن، خدمت کردن.” کارآمدنی: “مفید و با فایده و سودمند.” کارآمده: “لایق، مجرب، ورزیده”(همان). در فرهنگ عمید، کلمه کارآمد به معنای کارآزموده، شایسته، کامل و سودمند آمده است (عمید،1362، ج ?: 807). در فرهنگ معین به معنای کاردانی، کارآموزگی، شایستگی و آنچه که سودمند باشد به کار رفته است (معین، 1357،ج 3 :2797). این اصطلاح در زبان فارسی به تأثیر، سودمندی، اثر بخشی، کارآیی و فایده ترجمه شده است ( جعفری، 1377 : 96).
2. 1. کارآمدی در ادبیات لاتین:
در زبان انگلیسی کارآمدی معادل واژه “Effectiveness” است که با کلماتی مانند کارایی، کارآمدی، تأثیر، تأثیرگذاری، اثر بخشی مترادف می باشد (حق شناس؛ سامعی و انتخابی، 1379، ج 1: 477). همچنین واژه های “Effect” به معنای اثر، تاثیر نتیجه و “Efficinency ” به معنای لایق ، با کفایت و کارآمد و “Effective ” به معنای موثر، کارآمد و ثمر بخش مورد استفاده است(Oxford Elementary Learner’s Dictionary, 2000:107). برای کارآیی از واژه “Efficiency” استفاده می شود. برخی نیز از واژه “Competence” به معنای صلاحیت و سزاواری، استفاده می کنند (نوروزی خیابانی، 1374: 91-90). در یک جمع بندی فرهنگ های علوم انسانی فارسی برای چهار واژه انگلیسی معطوف به مفهوم کارآمدی، معانی زیر را پیشنهاد داده اند (آشوری،1384 :113؛نوروزی، 1374: 91؛ گلریز، 1368 : 171).
1. Effective : کارآمد، کارگر، اثرگر، اثرمند، مؤثر، ثمربخش، کارا.
2. Effecticeness : کارآیی، کارآمدی، اثر گذاری، تأثیربخشی.
3. Efficiency : کارآیی، کفایت، لیاقت، بازدهی.