ه تنها سیگنالهای خام Emg را از عضلات RC، تنها در یک آزمودنی و بدون نرملایز سازی گزارش کردند.
از آنجا که در طول چرخش داخلی برجستگی بزرگ به زیر قوس آخرومی-ترقوهای برخورد میکند، 45 درجه چرخش خارجی را به جای چرخش داخلی در تست جاب به کار بردند وبه عنوان تست Full can (FC) نامیدند.آنها استدلال کردند که وضعیت FC درد کمتری را نسبت به EC برمیانگیزد و بنابراین برای عملکرد فوقخاری یک آزمایش قابل اطمینانتری است.
کلی و همکارانش بیان کردند که در این وضعیت شدت فعالیت عضله فوقخاری در تست FC وEC مشابه است.( کلی و کدرمس7 ????).
گرچه کلی وکدرمس فعالیت ? عضله شانه را گزارش کردند اما آنها از گزارش سطح فعالیت نسبی بین عضله فوقخاری و دیگر عضلات شانه قصور کردند.
تا حدی بر اساس نتایج EC و FCبه صورت بالینی، برای تشخیص آسیب فوقخاری از این دو تست استفاده میشود. با این حال نتایج الکترومیوگرافی8 جاب و کلی دادههای کافی برای حمایت از تفکیک فعالیت عضله فوقخاری در تستهای FC و EC ارائه نکردهاند.
در واقع شواهد الکترومیوگرافی نشان میدهد که در تستهای FC و EC شدت فعالیت عضله دلتوئید بالا است(تونزند9 و همکاران ????،مولانگل10 و همکاران????، رینولد11 و همکاران????). علاوه بر عضله فوقخاری (مولانگل و همکاران????، رولندز و همکاران12 ????،بیچر13 و همکاران????)، تحتکتفی (تونزند و همکاران ????، بیچرو همکاران????) و دندانه ای قدامی (مولانگل و همکاران???? ، بیچرو همکاران????) فعال هستند.
بعد از آن در این راستا برای تعیین اعتبار آزمون تستهای FC و EC یک مطالعه جامع از فعالیتEmg عضلات شانه در طی تستهای FC و EC انجام شد.
که در این مطالعه نشان داده که در هر دو تست FC و EC عضله فوقخاری با MVC??% است و فعالیت این عضله به صورت انتخابی نیست چرا که ? عضله دیگر هم از جمله تحتخاری، تحتکتفی ، بخش میانی ذورنقه ، بخش تحتانی ذوزنقه، دندانه ای قدامی، دلتوئید میانی، قدامی و خلفی بیش از MVC ??% فعال بودند (کریگ14 و همکاران????).
بنابراین بررسی الکترومایوگرافی، آزمایشهای FC و EC نشان میدهد علارغم اینکه وضعیتهای FC و EC میتواند برای تقویت هم زمان عضلات شانه مفید باشد این آزمایشها نمیتواند به طور انتخابی عضله فوقخاری را فعال کند و نباید به عنوان یک تست قطعی آسیب فوقخاری تفسیر شوند.
پس به منظور شناسایی آسیب عضله فوقخاری، وضعیتی که بتواند فعالیت این عضله را از سایر عضلات جدا کند وجود ندارد و همچنان این مسئله باقی میماند که در چه وضعیتی میتوان فعالیت این عضله را از سایر عضلات جدا کرد. در این مطالعه به دنبال وضعیتی هستیم که بتواند فعالیت عضله فوقخاری را از سایر عضلات جدا کند.
1-4-اهداف تحقیق
1-4-1-اهداف کلی:
عملکرد الکترومایوگرافی عضلات شانه در وضعیتهای مختلف
1-4-2-اهداف جزئی
RMS عضلات کمربند شانه ( فوق خاری، ذوزنقه فوقانی، تحتانی، میانی و دالی قدامی، میانی و خلفی)
تعیین RMS عضلات کمربند شانه در حداکثر انقباض ایزومتریک ارادی
1-5-متغیرها
1-5-1- متغیرهای مستقل
حرکت آبداکشن در سه صفحه کتف، صفحه فرونتال و صفحه ساجیتال
1-5-2- متغیرهای وابسته
شاخص الکترومیوگرافی RMS (Root mean square)
متغیر ذکر شده در عضلات فوقخاری، ذوزنقه و دالی میانی بررسی میشود.
1-6- فرضیههای پژوهش
1-فعالیت عضله فوقخاری در صفحه کتف بیشترین فعالیت را خواهد داشت و در صفحه فرونتال کمترین فعالیت را خواهد داشت.
2-فعالیت عضله فوقخاری در وضعیت 30 درجه در مقایسه با وضعیتهای صفر، 60، 90 درجه بیشترین مقدار راخواهد داشت.
3-عضله ذوزنقه و دلتوئید در صفحه کتف و در زاویه 30 درجه آبداکشن شدت کمتری خواهد داشت.
1-7- روش تحقیق
تست در وضعیت:
1) آبداکشن در صفحه کتف
2) ?) آبداکشن درصفحه فرونتال
3) آبداکشن در صفحه ساجیتال
حرکت در زوایای صفر، 30، ?? و ?? درجه شانه، به صورت ایزومتریک با نگهداری یک مقاومت (معادل 5% وزن بدن) انجام شد. هر آزمون با سه بار تکرار شد. برای جلوگیری از خستگی عضلات بین هر آزمون یک دقیقه استراحت داده شد.
برای اندازه گیری دادهها از دستگاه 16-300 EMGساخت کشور آمریکا به کار رفت و برای نرملایز کردن دادهها با استفاده از روش MVIC استفاده شد. تجزیه و تحلیل دادههای با SPSS انجام شد.
1-8- محدودیتهای تحقیق
* در دسترس نبودن شتاب سنج به منظور تعیین لحظه شروع حرکت
* عدم استفاده ار الکترود سوزنی
* عدم تعیین شاخص نیرو و بازوی گشتاوری
* برای تعیین اعتبار, دستگاه آزمونگر ساخته، دستگاه ایزوکینتکی در دسترس نبود
1-9- تعریف واژگان مفهومی و عملیاتی
1-9-1- الکترومیوگرافی
ثبت الکترومیوگرافی با استفاده از الکترودهای سطحی 16 کانال انجام شد. الکترودها از نوع سه اتصاله بوده و بدون ژل، در محلی بین انتهای وتر و شکم عضله بر روی پوست نصب شدند.
1-9-2- حداکثر انقباض ارادی ایزومتریک (MVIC)
حداکثر تنش عضله هنگام یک انقباض ایزومتریک ماکزیمم در غالب RMS، به عنوان حداکثر انقباض ارادی ایزومتریک برای هر یک از عضلات اندازهگیری شدند
1-9-3-گونیامتر
برای اندازهگیری زوایای مفصل شانه از یک گونیامتر خود ساخته استفاده شد که قابلیت انطباق بر تمام صفحات عمود بر صفحه هوریزنتال را دارد.
شکل 1-1 دستگاه
ارتفاع این وسیله متناسب با قد آزمودنی تنظیم میشود که که مرکز آن در امتداد مفصل شانه قرار میگیرد و طول دسته هم مطابق یا اندازه دست آزمودنی تغییر میکند.
صفحه دستگاه هر 10 درجه مدرج شده بود و زوایای0-90 درجه را اندازه گیری میکند.
فصل دوم
پیشینه پژوهش
2-1- مقدمه:
این بخش شامل دو بخش مبانی نظری و پیشینه تحقیق میباشد. در بخش مبانی نظری زیر ساختهای علمی مربوط به عملکرد عضلات درگیر، آناتومی، بیومکانیک شانه و کمربند شانهای در حالت آبداکشن ارائه گردد.
2-2- مبانی نظری
با توجه به نقش مهم کمربندشانهای در انجام کارهای روزمره، توجه ویژهای به آناتومی و بیومکانیک این قسمت از بدن شده است.
2-2-1- ساختار استخوانهای تشکیل دهنده کمربندشانهای
کمپلکس شانه از استخوانهای ترقوه15، کتف16 و بازو17 تشکیل شده است و به طور پیچیده ای ترکیبی از سه مفصل را ایجاد میکنند(اتیس200418).(شکل2-1)
شکل2-1- نمای قدامی کمربند شانهای
ساختار استخوانی مفصل گلنوهومرال شامل یک سطح مفصلی بازویی-دوری کوچک، که با سر بزرگ استخوان بازو مفصل میشود به تثبیت کنندههای لیگامنتی و عضلانی آن در سراسر قوس حرکتی نیاز دارد. آسیب یا استفاده بیش ازحد، پایدار کنندههای استاتیکی و دینامیکی باعث میشود که شانه بیشتر در معرض خطر آسیب باشد. 8 تا 20% آسیبهای ورزشی آسیب شانه است(استین برک19 1999; پائول جی دبیلیو و بابرفاس20 1999)
در اینجا کمربند شانه از نقطه نظر ساختاری به شرح زیر برسی میشود:
* آناتومی استخوانی (بازو، کتف، ترقوه)
* مفاصل (بازویی-دوری، کتفی-صدری، آخرومی-ترقوه ای و جناقی-چنبری)
* پایدارکنندههای استاتیکی (سطح مفصلی،لابرم، کپسول و لیگامنت)
* عضلات پایدار کنندههای دینامیکی (روتاتورکاف، دلتوئید و پایدار کنندههای کتف)
اگرچه این قسمتها را به صورت مجزا بررسی میکنیم اما آنها برای تولید حرکت شانه به عنوان یک واحد دینامیک، متکی به هم عمل میکنند.
شناخت آناتومیکی عملکردی شانه به همراه بررسی منابع مکرر آسیب شانه به متخصصین این اجازه را میدهد که رویکردی را برای مراقبت از شانه بدست بیاورند(تری و چاپ 200021).
2-2-1- ساختار استخوانهای تشکیل دهندهی کمربند شانهای
2-2-1-1 استخوان بازو:
استخوان بازو بزرگترین و طویلترین استخوان بالاتنه است که بخش پرگزیمال آن شامل سطح مفصلی، نیم کرهای شکل، برجستگی بزرگ، برجستگی کوچک و تنه پرگزیمال استخوان بازو و ناودان دوسری است(بیگلینی لیو199122). (شکل2-2)
شکل2-2- بخش پرگزیمال استخوان بازو
سر استخوان بازو نسبت به تنه در گردن تشریحی زاویه 130 تا 150 درجه زاویه دارد که 26 تا 31 درجه از صفحه اپی کندیل داخلی و خارجی به عقب چرخیده23 شده است(بیگلینی لیو1991; لیونگی و نورکین 242005 ). (شکل2-3)
شکل2-3- زاویه تنه 130تا 150 درجه و سراستخوان بازو 26 تا 31 درجه به عقب برگشته است
برجستگی بزرگ استخوان بازو سه رویه دارد که تاندونهای فوقخاری، تحتخاری و گردکوچک به آن میچسپد و آخرین عضله RC، تحتکتفی به برجستگی کوچک متصل میشود.
این رویه یک حلقه پیوستهای برای درج عضلات RC فراهم میکند که تنها به وسیله ناودان دوسری قطع میشود که سر دراز عضله دوسربازو از آن عبور میکند(بیگلینی لیو 1991).
گردن جراحی بازو درست در پایین برجستگیها قرار دارد و عموما در افراد مسن