یکردمبتنیبرمنابعانسانیورویکردمبتنیبرتکنولوژیتمایزقائلشدهاندبااینحال،پژوهشهایجدیدتربهطوربرجستهتری،بهرویکردموسومبه یکپارچه گرایشپیداکردهاند. اینرویکردبراینباوراساسیمبتنیاستکهاجزاءانسانیوتکنولوژیکیدرجهتدستیابیبه اهدافبهینهبایکدیگرترکیبمیشوند (دانشفرد و ذاکری، 1388).ازدیدگاهبرخیصاحبنظرانمدیریتدانشعبارت است از:
– مجموعهایازمکانیزمهایداخلیبرایهمگراییاستکهطیآناطلاعاتکلیدی جمعآوری شده توسط افرادیکهمسئولیتآنهاجمعآوریوتحلیلاطلاعاتو فرصتهایمحیطیاست؛ادغامشدهوبهکاربستهمیشوند (باکلیوکارتر39، 1999).
– فرایندیکهسازمانهابهواسطهآنتواناییتبدیلدادهبهاطلاعاتواطلاعاتبهدانش راپیداکردهوهمچنینقادرخواهندبوددانشکسبشدهرابهگونهایمؤثردر تصمیمهایخودبهکارگیرند(هالس40،2001).
– نظامیاستکهباحفظوتقویتارزشحالوآیندهداراییهایدانشیسازمان،در پیارتقایعملکردافرادوسازمانها است. سیستمهایمدیریتدانشهمفعالیتهای افرادوهمماشینآلاتونیزمحصولاتآنهارادربرمیگیرد (نیومنوکونارد41، 1999).
– کوئین و همکاران42(1996)مدیریت دانش را مجموعهای از فعالیتها میدانند که به شرکت کمک کرده تا دانش را از داخل و خارج سازمان به دست آورد. همچنین مدیریت دانش به فرآیند تسخیر تخصصهای جمعی و به کارگیری هوشمندی در سازمان و استفاده از آنها برای پرورش نوآوری از طریق یادگیری سازمانی مستمر، اشاره دارد(کوئین و همکاران، 1996).
– به عقیده بات43(2000) مدیریت دانش، فرآیند تسهیل فعالیتهای مرتبط با دانش نظیر خلق، کسب، تغییر شکل و استفاده از آن است. هدف سازمان از به کارگیری دانش، تطبیق مداوم خود با محیط خارجی است (نوروزی،1390).