کلامیاستفادهشدهدرمواردیبایکدیگرمتفاوتهستند،اماچندویژگیمشترکدرارتباطبا دانشدرکلیهاینتعاریفقابلاستنباطاست:
1- دانش،مجموعهایازاطلاعاتسازماندهیشدهاست.
2- سازماندهیاطلاعاتبایدبهصورتهدفمندباشد.
3- اطلاعاتسازماندهیشدهبرایتبدیلبهدانشبایدیکفرایندتفکرواندیشهذهنیرا پشتسربگذارد.
بدوناندیشهوتفکر،اطلاعاتتبدیلبهدانشنمیشودوبهبیان دیگردانشچیزیفراترازگردآوریوسازماندهیاطلاعاتاست (دانشفرد و ذاکری، 1388).
2-2-1-2 دستهبندی دانش
یکیازمعروفترینطبقهبندیهاازدانشتوسطنوناکاانجامگرفتهاستکهاینطبقهبندی، مبتنیبرنگرشپولانی23درخصوصدانشاست. نوناکادراینطبقهبندی،دونوعدانشرا معرفیمیکندکهعبارتنداز:
1- دانشآشکار: دانشیاستکهعینیبودهومیتواندبهصورترسمیوزبانسیستماتیکبیانمیشود. ویمعتقداستکهایننوعدانشمستقلازکارکنانبودهودرسیستمهای اطلاعاتکامپیوتری،کتابها،مستنداتسازمانیونظایراینهاوجوددارد. دانشآشکارقابل رمزگذاریوکدگذاریاستومیتوانبهسادگیآنرامخابره،پردازش،منتقلودرپایگاه دادههاذخیرهکرد. ایننوعدانشرامیتوانفرمدادودرقالبیکفرمولعلمیویاکتابچه راهنمابینافرادوسازمانمنتشرکرد.
2- دانشپنهان: دانشیاستکهانتزاعیبودهودستیابیبهآنآساننیست. لیوچوی24بهنقلازپولانیدانشنهفتهرابهاینصورتتعریفمیکنند: دانشیکهمنابعومحتوایآندرذهن نهفتهاستوبهآسانیقابلدستیابینبودهوغیرساختارمنداست. ایندانشازطریقتجربهو یادگیریعملیکسبمیگرددوکدگذاریشدهنیست (دانشفرد و ذاکری، 1388).ایندانش، دانشنانوشتهسازماناستکهبیانگرمیزانتجربهومهارتکارکناناست.
دانشپنهانرامیتوان،دانشفردیوشخصینهفتهدرتجربیاتفردیکهبیشترازطریقتماس چهرهبهچهرهونشستهایحضوریمبادلهمیگرددوتبادلآنمستقیمواثربخشتراست دانست.بهبیانیدیگر،دانشضمنیرامیتوانمجموعهایازتجارب،مهارتها،دیدگاههایکاریونظامارزشیو ذهنی در دروندانستکهقابلگفتننبودهودرهیچپایگاهدادهایذخیرهنشدهاست،بلکه جایگاه آن را ذهن آدمی و فعالیتهای او تشکیل میدهد (فتحیان و همکاران، 1384).
آشکار پنهان
جامعهپذیری
(دانش احساسی)برونی کردن
(دانش مفهومی)درونی کردن
(دانش عملیاتی)ترکیب
(دانش سیستماتیک) آشکار
پنهان
شکل 2-1: انواع دانش
نوناکا و تاکوشی (1995)

نوناکا (1995) تفاوت این دو دانش را چنین مشخص کرد: دانش صریح دانشی است که به زبان رسمی تولید شود و به راحتی در میان افراد به صورت همزمان و غیرهمزمان قابل تسهیم باشد مانند دستورالعملها و برنامههای کامپیوتری. از سوی دیگر دانش ضمنی دانشی است که شخصی بوده و در تجارب افراد وجود دارد و شامل مواردی همچون: عوامل غیرمحسوس، اعتقاد شخصی، دیدگاه و ارزشها میباشد. در حالی که دانش ضمنی بطور بالقوه ارزش زیادی برای سازمان دارد به لحاظ ماهیت بهدست آوردن و نیز تسهیم آن، بسیار مشکل است. از سوی دیگر دانش ضمنی بیانگر دانشی است که افراد آن را در اختیار داشته ولی غیرقابل بیان کامل است.
سازمانها در طی چندین دهه، سرمایهگذاریهای تکنولوژی اطلاعاتی خود را بیش از آنکه بر روی دانش ضمنی متمرکز نمایند، بر روی دانش صریح متمرکز کردهاند. سه علت عمده در این مورد وجود داشت: اول، دانش صریح اغلب به صورت بخش استاندارد بیشتر سیستمهای اطلاعاتی کسبوکار محور است. دوم، بدست آوردن و تسهیم دانش صریح از دانش ضمنی آسانتر است. سوم، ما نسبت به چیزی که به صورت عینی قابل انتقال نباشد (دانش ضمنی) یک بیاعتمادی ذاتی داریم. پولانی دانش ضمنی را دانستن بیشتر از آنچه میتوان بیان کرد تعریف میکند. شکی وجود ندارد که دانش ضمنی نقش اساسی را در تمایز سازمانها و نیز تثبیت موقعیت آنها ایفا میکند. به همین دلیل توانایی گسترش سطح دانش ضمنی از طریق یک سازمان و تسهیم موثر آن به عنوان یکی از اهداف مدیریت دانش تلقی میشود و البته یکی از بحثهای چالشبرانگیز نیز به حساب میآید. گروه کارتنر25(1999) دانش ضمنی را چنین تعریف میکند: دانش ضمنی، دانش فردی است که در ذهن، رفتار و درک افراد جای دارد. دانش ضمنی شامل مهارتها، تجربیات، بینش و بصیرت، شعور و قضاوت است. دانش ضمنی نوعا از طریق بحث و گفتگو، داستان پردازی، قیاس و تعامل فرد به فرد به اشتراک گذاشته میشود. بنابراین تسخیر یا ارائه آن به شکل صریح دشوار است، چون افراد پیوسته به دانش فردی خود میافزایند و در درک و رفتار تغییر ایجاد میشود. در مورد دانش ضمنی تلاش بر این است که این دانش به شکلی قابل تسهیم تبدیل شود. اما دانش ضمنی بهطور منظم و تدوین شده وجود نداشته و طبق تعریف همیشه در حال تغییر، رشد، پیشرفت و شکلگیری مجدد به وسیله آخرین تجارب دارنده دانش است. این وظیفه مدیریت دانش است که دانش تدوین نشده را به صورت تدوین شده و صریح تبدیل کند و یک فرهنگ تسهیم دانش راتقویت کرده و باعث گسترش آن شود (سیفالهی و داوری،1387، 53). جدول زیر ویژگیهای دانش صریح وضمنی را نشان میدهد:
جدول2-1: ویژگیهای دانش صریح و ضمنی
دانش ضمنیدانش صریحغیرقابل بیان در یک شکل تدوین شدهقابل تدوینذهنیعینیشخصیغیرشخصیویژه بافت26عدم وابستگی به بافتتسهیم مشکل27تسهیم آسانترمنبع: سیفالهی و داوری (1387)
علاوهبرطبقهبندیفوقازدانش،طبقهبندیهایدیگرینیزبهعملآمدهاست. برایمثال،جکویز28وهمکاراندانشدرسازمانراشاملمواردزیرمیدانند:
– دانشانسانی29یادانشموجوددرمغزوفکرانسانها
– دانشمکانیزه30یادانشلازمبرایانجامیکعملیاتخاص
– دانشمستند31یادانشیکهدرپروندهها،نمودارها،کتبوجزوههاانباشتهشدهاست
– دانشخودکار32دانشیکهبهطورالکترونیکیذخیرهشدهوازطریقبرنامههایکامپیوتریقابلبازیافتاست.
دانشمیتواندمربوطبهچیزیباشدکهدانشاعلانکنندهنامیدهمیشودومیتواندراجعبهچگونگیچیزی که رخ میدهدباشدکهدانشرویهاینامیدهمیشود. همچنیندانشمیتواندعامباشدوقابلدسترسبرایهمگانومیتواندخاصبودهوبرایعدهایخاصنیزقابلاستفادهباشد (شائمیبرزکی، 1384).
2-2-2 مدیریت دانش:
تاریخچه و تکامل مدیریت دانش به لحاظ اینکه از حوزههای مختلفی ظهور یافته است، روشن و دقیق نیست. گفته میشود تعدادی از نظریهپردازان مدیریت به تجلی مدیریت دانش کمک کردهاند. در بین آنها پیتر دراکر33، استراسمن34 و پیترسنگه35 در آمریکا از معروفترین پیشگامان هستند. دراکر و استراسمن به اهمیت رو به رشد اطلاعات و دانش صریح به عنوان منابع سازمانی تاکید کردند. از طرف دیگر سنگه به بعد فرهنگی دانش یعنی سازمان یادگیرنده تمرکز کرده است. در سال 1979 حسابدار سوئدی به نام کارل اریک سویبی36 که بعدها به عنوان یکی از بنیانگذاران علم مدیریت دانش معرفی شد، پی به ارزش داراییهای فکری و ناملموس که حتی نامی از آنها در دفاتر حسابداری برده نمیشد، برد. تا سال 1990 تعدادی از شرکتهای مشاوره، برنامههای مدیریت دانش را شروع کردند و تعدادی از شرکتهای مشهور اروپایی، آمریکایی و ژاپنی برنامههای مدیریت دانش را نهادینه کردند. در سال 1991 تام استوارت37 مقاله خود تحت عنوان قدرت مغز را در مجله فورچن منتشر کرد و به این ترتیب مدیریت دانش در مطبوعات عمومی معرفی شد. شاید گستردهترین کار مطالعاتی در زمینه مدیریت دانش مربوط به کار نوناکا و تاکوچی38(1995) در کتاب شرکت دانشآفرین باشد (نوروزی، 1390).
مدیریت دانش یک مدل تجاری میان رشتهای است. که با همه جوانب دانش شامل خلق، کدگذاری، تسهیم و استفاده از دانش برای ارتقای یادگیری و نوآوری در بافت سازمان سروکار دارد. مدیریت دانش، هم با ابزارهای تکنولوژیکی سروکار دارد و هم با روشهای جاری سازمانی که شامل تولید دانش جدید، کسب دانش با ارزش از منابع خارجی، استفاده از این دانش در تصمیمگیری، وارد کردن دانش در فرآیندها، محصولات و خدمات، کدگذاری اطلاعات در اسناد و مدارک، نرمافزارها و پایگاه دادهها، تسهیل رشد دانش، انتقال دانش به سایر بخشهای سازمان و در نهایت اندازهگیری داراییهای دانشی و اثرگذاری مدیریت دانش است. سازمانها برای خدمت بهتر به مشتریان بایستی سیکل زمانی تولید یا ارائه خدمات را کاهش دهند، با حداقل داراییهای ثابت عمل کنند، زمان توسعه محصول را کوتاه کنند، کارمندان را توانمند سازند، سازگاری و انعطافپذیری را ارتقا دهند، اطلاعات را تسخیر کرده و دانش را خلق و تسهیم کنند. هیچیک از این اقدامات بدون تمرکز پیوسته بر خلق، به روز رسانی، در دسترس قرار دادن، کیفیت و استفاده از دانش به وسیله تمام کارکنان و تمام تیمهای کاری اتفاق نخواهد افتاد (نوروزی، 1390).
2-2-2-1 تعاریف مدیریت دانش
انبوهیازتعاریفدرخصوصمدیریت دانشمطرحشدهاندکهدراینقسمتبهبخشیازآناشارهشدهاست. برخیازنویسندگانبین