د سیستم اداری و عرفی مشرب از سوی دیگر، تلاش شد تا جامعه ایران در مسیر توسعه به سبک غرب قرار گیرد و از نقش مذهب و نیروهای مذهبی در جامعه کاسته و بطور چشمگیری نیروهای تاثیرگذار در جامعه به‌ عقب رانده شوند (آبراهامیان، همان منبع: 169). اقدامات و سیاست‌های محمدرضا پهلوی نیز، از دهه‌یِ سی به بعد این آهنگ را تندتر کرد. گفتمان مدرنیستی شاه از اوایل دهه‌ی چهل، دال‌های گفتمان‌های رقیب را از طریق سیاست‌های موصوف به انقلاب سفید مورد هجوم قرار داد و فضای گفتمانی را به نفع خویش تغییرداد. با این حال کمتر از یک دهه‌یِ بعد از کودتا، فضای گفتمانی دچار دگرگونی غیر قابل باوری شد و گفتمان‌های جدیدی با درون‌مایه‌های دینی فضای مبارزه را به نفع خود فتح کردند، بنابراین در دهه‌های چهل و پنجاه ما شاهد ظهور گفتمان‌های مبارز دینی در ایران هستیم.
مسأله‌ی اساسی این پژوهش جستجو و تحقیق درخصوص این موضوع است که چرا و چگونه گفتمان‌های دینی از دهه‌ی چهل به بعد پا به عرصه منازعه گفتمانی نهادند؟ زمینه‌های شکل‌گیری آنها چه بود؟ تولیدکنندگان آنها چه کسانی‌اند؟ و دارای چه ویژگی‌هایی هستند؟
بنابراین با توجه به توضیحات فوق سوال اصلی پژوهش حاضر، عبارت است از این‌که:
2- سوال اصلی:
علل ظهور و گسترش گفتمان‌های مبارز دینی دهه های 40 و 50 در ایران چیست؟
3- سوالات فرعی:
1- فضای گفتمانی دهه‌ی 20 و30 در ایران چگونه بود؟
2- علل شکست و نا کارآمدی گفتمان‌های مبارز غیر دینی در ایران چه بود؟
3- چرا گفتمان مدرنیزم پهلوی نتوانست در دهه‌های 40 و50 هژمونی خود را تثبیت و حفظ نماید؟
4- علل هژمون شدن گفتمان اسلام سیاسی در دو دهه ما قبل انقلاب چه بود؟
4- فرضیه اصلی:
ناتوانی و شکست گفتمان‌های چپ و لیبرال در مبارزه با رژیم پهلوی از یک‌ سو و اصرار رژیم پهلوی بر نوسازی خطی (غربی سازی) و مذهب‌ستیزی از سوی دیگر موجب ظهور گفتمان‌های متعدد اسلامی مبارز در دهه‌های چهل و پنجاه شمسی گردید.
5- فرضیات فرعی:
1- به‌ دلیل شرایط پس از سقوط دولت مطلقه، جامعه ایران شاهد فضایی از رقابت و منازعه بین گفتمان‌های مختلف در دهه های فوق بود.
2-گفتمان‌های مبارز غیردینی به‌ دلیل ضعف دال مرکزی و عدم هارمونی گفتمانی، توان تبدیل به گفتمان هژمون را نداشته و در مبارزه با گفتمان مدرنیزم پهلوی دچار ضعف و ناکارآمدی شدند.
3- به دلیل عدم هماهنگی مؤلفه‌های گفتمان مدرنیستی پهلوی با مؤلفه‌های سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جامعه ایران، گفتمان فوق نتوانست گفتمان هژمونی خود را تثبیت نماید.
4-گفتمان اسلام سیاسی در فضای رقابت گفتمانی دو دهه‌ی منتهی به انقلاب با استفاده از دال‌های خالی موجود در آن فضا و مفصل بندی مناسب توانست به هژمونی گفتمان برای مبارزه با سلطنت تبدیل شود.
6- سوابق پژوهش:
1- گفتمان هویت و انقلاب اسلامی ایران، علی اشرف نظری و بهاره سازمند، تهران: مرکز اسناد انقلاب اسلامی، 1387.
کتاب حاضر با بهره‌گیری از روش تحلیل گفتمانی، ابتدا مفهوم هویت را مورد تبیین قرار داده است. در این گفتار، مفاهیم: هویت، بحران هویت، هژمونی، مرکزیت‌یابی ‌گفتمان‌های هویتی و ابعاد فردی و جمعی هویتی مورد تأمل قرار می‌گیرد. بخش دوم که بیشتر مد نظر ماست به گفتمان‌های هویتی جامعه سیاسی ایران طی سالهای (1320-1357) پرداخته‌ شده‌ است. در این زمینه چهار گفتمان هویتی ناسیونال سکولار (گفتمان رسمی دولت پهلوی)، گفتمان سوسیالیسم- مارکسیسم (گفتمان هویتی چپ)، شامل: سازمان فدایی خلق و گروه فرقان، گفتمان ملی‌گرای لیبرال و گفتمان هویتی اسلام‌گرایان مورد واکاوی قرار می‌گیرد. بخش سوم کتاب نیز به بحث درباره چگونگی مرکزیت یابی گفتمان اسلامی- شیعی در انقلاب اسلامی می‌پردازد. این‌که عناصر درون گفتمانی هویت اسلامی- شیعی کدامند و متأثر از چه مؤلفه‌ها و عواملی در کانون گفتمان‌های هویتی قرار گرفته است؟ و بالاخره در واپسین گفتار این کتاب، فرایند هویت‌سازی در دوران پس از انقلاب اسلامی بررسی می‌شود و در این راستا گفتمان‌های هویتی لیبرال، اسلام‌گرا، سازندگی و اصلاح طلب مورد توجه قرار می‌گیرد. سؤال اصلی این کتاب عبارت است از اینکه: انقلاب اسلامی تا چه میزان حاصل بحران هویت و تا چه اندازه در هویت‌سازی موفق بوده است؟
تفاوت این کتاب نسبت به پژوهش حاضر در این است که به بررسی تحلیل متنی گفتمان‌های دینی طی دهه‌های 1340و1350 نپرداخته و علل ظهور وگسترش آن مورد واکاوی قرار نگرفته است و بیشتر به فرایند هویت‌سازی در ایران مابین سال‌های 1320 تا 1384 پرداخته است.
2- ایران بین دو انقلاب: از مشروطه تا انقلاب اسلامی، یوراند آبراهامیان ، ترجمه: کاظم فیروزمند، حسن شمس‌آوری، محسن شانه‌چی، تهران: نشر مرکز، 1377.
کتاب حاضر به سه بخش تقسیم می شود: در بخش اول کتاب نویسنده به زمینه‌های تاریخی برای درک ایران نو، بررسی قرن نوزدهم میلادی، انقلاب مشروطه و حکومت رضاشاه پرداخته‌ است و در بخش دوم مبانی اجتماعی- سیاسی در دوران بین سقوط استبداد رضاشاه در شهریور1320 و ظهور استبداد محمدرضاشاه در شهریور 1332 را مورد بررسی قرار می‌دهد. آبراهامیان در کتاب خود ضمن تشریح سیر تحولات اجتماعی- سیاسی ایران بین انقلاب مشروطه تا انقلاب اسلامی، فرایند ظهور مخالفان شاه، همچون احزاب سیاسی (1332-1356)، روحانیت مخالف (1342-1357) و سازمان‌های چریکی (1341-1356) را نیز تحلیل می‌کند.
در این بخش از کتاب به‌ صورت مختصر گروه‌ها و طیف‌های مختلف میان روحانیت در فرایند انقلاب اسلامی ایران معرفی شده است که به سه‌ دسته علمای غیرسیاسی به زعامت آیت‌الله خویی، مرعشی نجفی و آیت الله احمد خوانساری، روحانیت مخالف میانه‌رو به نمایندگی آیت‌الله محمدرضا گلپایگانی، آیت‌الله محمدهادی میلانی، آیت الله کاظم شریعتمداری و روحانیون مبارز تقسیم‌ بندی شده است.
تفاوت این کتاب با پژوهش حاضر در این است که نویسنده به تحولات اجتماعی- سیاسی ایران بین دو انقلاب اکتفا نموده و به تحلیل گفتمانی علل ظهور و بروز گفتمان‌های دهه 40 و50 نپرداخته است.
3- مذهب، سیاست در تاریخ ایران معاصر، شاهرخ اخوی، تهران: مرکز بازاندیشی اسلام و ایران‌،1381.
نویسنده در این کتاب به معرفی گروه‌ها و طیف‌های مختلف سیاسی در میان روحانیون پس از سال 40 پرداخته است و طیف‌های مختلف موجود میان روحانیت پس از فوت آیت‌الله بروجردی را به‌شرح ذیل معرفی می نماید:
1) روحانیت رادیکال: به رهبری امام‌ خمینی ،آیت‌الله محلاتی شیرازی و آیت‌الله صادق روحانی.
2) روحانیت اصلاح طلب اجتماعی: این گروه کمتر به حوزه امور سیاسی وارد می‌شدند و تمرکز فعالیت آنها متوجه مشکلات اجتماعی و آموزش نهاد روحانیت بوده است. این گروه توسط آیت الله مطهری هدایت می شد و سید محمد بهشتی، ابراهیم آیتی، حسین مزینی و شبستری در این دسته جای دارند.
3) روحانیت محافظه‌کار: شامل آیت‌الله شریعت‌مداری، آیت‌الله میلانی
4)روحانیت درباری: شامل روحانیونی که با دربار همکاری می کردند، مانند: ائمه جمعه تهران، علامه وحیدی، محمدتقی قمی.
تفاوت این کتاب نسبت به پژوهش حاضر از یک سو عدم استفاده از تحلیل گفتمانی و از سویی دیگر نپرداختن به سایر گفتمان‌ها در ذیل گفتمان دینی همچون گفتمان التقاطی و اسلام لیبرال است.

4- جریان‌شناسی سیاسی ایران معاصر، آیت‌الله مظفری(قنبری)، پژوهشکده تحقیقات اسلامی‌، نمایندگی ولی‌فقیه سپاه پاسداران انقلاب اسلامی، قم: زمزم هدایت، 1358.
نویسنده در این کتاب به شرح توضیحاتی در خصوص جریانات سیاسی و ارائه کارکردهای هر یک از جریان‌های فکری- سیاسی پرداخته است. وی مراد از جریان سیاسی را یک حرکت سیاسی پویا و زنده دانسته است که از یک‌طرف با برخورداری از ایدئولوژی مشخص و گرایش فکری- درونی به مدد رهبران خود، بر اقشار مختلف جامعه تاثیر می‌گذارد و از طرفی دیگر جبهه، جناح، حزب، سازمان یا نهاد و گروه ویژه خود را بنیان می‌نهد. همچنین هدف نهایی جریان‌های سیاسی را کسب قدرت و استقرار نظام سیاسی موردنظر دانسته که آن را از طریق راهبردها و راه‌کارهای مختلفی پی می‌گیرد.
نویسنده در ادامه ضمن ارائه توضیحات مختصری از تعریف مفاهیم، به گونه‌شناسی جریان های فکری-سیاسی پرداخته و هر یک از آنها را مورد واکاوی قرار می‌دهد که شامل جریان اسلامی، سلطنت طلبی، مارکسیستی، ملی‌گرای لیبرال، التقاطی و جریان روشنفکری می‌باشد.
با وجود توضیحات یاد شده، آن‌چه مسلم است فقدان معرفی شفاف از