دماتجدید،وجودفرآیندهاییبرایاستفادهازدانشدرحلمشکلاتجدید،امکانانطباقمنابعدانشبامشکلاتوچالشها،تغییراستفادهیدانشبرحسبموقعیترقابتی و استفادهازمزیتدانشجدید میباشد.
تکنولوژی اطلاعات:
تکنولوژی اطلاعات امکان همکاریکارکنانبادیگرافرادخارج از سازمان را فراهم میکند، محل انواع خاص دانش (به عنوان مثال یک فرد، سیستم خاص یا پایگاه داده) را برای ما مشخص میکند، با استفاده از تکنولوژی اطلاعات افراد به عنوان یک گروه در مکانهای مختلف برای یادگیری میتوانند از یک منبع یا یک نقطه به موقع استفاده کنند و یا افرادبه عنوان یک گروه در مکانهای مختلف میتوانند از چند منبع یا چند نقطه به موقع استفاده کنند.
مزیت رقابتی:
در این پژوهش مزیت رقابتی به معنی استفادهازنوآوریمبتنیبردانش،گسترشمجموعهایازمحصولاتبدونافزایشهزینهبااستفادهازمدیریتسازمان،مشکلوپرهزینهبودنتکرارقابلیتمدیریتدانشدرسازمانهایدیگر و اینکهموقعیتبازارسازمانموانعقویبرایوروددیگرشرکتهاارائهمیدهد، میباشد.
فصل دوم:
ادبیات و پیشینه پژوهش
2-1 مقدمه
همگام با چرخش از اقتصاد مبتنی بر صنعت به اقتصاد دانشی سازمانها نیز خود را بر آن داشتهاند تا با تکیه بر دانش و اطلاعات و استفاده در فرآیند کسبوکار توان رقابتی خود را افزایش دهند. مدیریت دانش طیف وسیعی از فعالیتها است که برای مدیریت، مبادله، خلق یا ارتقای سرمایههای فکری در سطح کلان بکار میرود. مدیریت دانش طراحی هوشمندانه فرآیندها، ابزار، ساختار و غیره با قصد افزایش نوسازی، اشتراک یا بهبود استفاده از دانش است.
مدیریت دانش فرآیندی است که به سازمان کمک میکند تا اطلاعات و مهارتهای مهم را که به عنوان حافظه سازمانی محسوب میشود و بهطور معمول به صورت سازماندهی نشده وجود دارند، شناسایی، انتخاب، سازماندهی و منتشر نمایند. این امر مدیریت سازمانها را برای حل مسائل یادگیری، برنامهریزی راهبردی و تصمیمگیریهای پویا بهصورت کارا و موثر قادر میسازد. به طور کلی سازمانها به دو دسته داراییها تکیه میکنند: دارایی ملموس و دارایی ناملموس. آنچه تا چندی پیش مورد توجه سازمانها بود کسب و بهینهسازی داراییهای ملموس مانند ماشینآلات و تجهیزات بود. اما امروزه سازمانها دریافتهاند که دارایی ناملموس مانند: دانش سازمانی، اطلاعات، سرمایه فکری و تجربیات موجب موفقیت و بقای آنها میشود. بهطورکلی میتوان گفت سازمانهای آینده سازمانهای دانش محور خواهند بود. سرمایه دانشی دارایی نهفته و پنهانی سازمانها است که با مدیریت و اداره آن میتوان به مزیتهای رقابتی دست یافت. در واقع دانش به عنوان منبعی برای بقای سازمانها ضروری به نظر میرسد. و شرط موفقیت سازمانها رسیدن به یک دانش و فهم عمیق در تمامی سطوح است به نحوی که پیتر دراکر راز موفقیت سازمانها را در قرن 21 مدیریت دانش میداند (عسگری، 1390).
2-2 مبانی نظری پژوهش
2-2-1 دانش: تعاریف و دستهبندیها
شرکتهای بزرگی مانند مایکروسافت (پرارزشترین شرکت سال 1998) مالک چیز ارزشمندی جز دانش و اطلاعات نیستند. بازی اقتصادی آنها این است که حریم مالکیت علمی و فنی خود را حفظ کرده و قلمرو دانش و تخصص خود را گسترش دهند. این متخصصان هستند که دانش جدید را کشف میکنند، محصولات جدید و فرآیندهای نو را اختراع میکنند، فرآیندهای تولید را اداره میکنند و ابزارها و فرآیندهای جدید را که حاصل پیشرفت دانش است بهکار میگیرند. ایجاد سرمایه انسانی به اقتضای طبیعت خود فرآیندی اجتماعی است نه فردی. تخصص و مهارت فنی انسان فقط وقتی رشد میکند که هر نسلی آن چه را آموخته است به نسل بعدی بیاموزد تا نسل بعدی وقت و نیروی خود را برای پیشبرد دانش موجود و کسب تخصصها و مهارتهای فنی جدید وقف نماید، نه اینکه وقت خود را به کشف دوباره کشف شدهها بگذرانند (صلواتی و حقنظر، 1388).
دانش برای تمام سازمانها از جمله داراییهای بسیار ارزشمند و راهبردی است، بهطوریکه صاحبنظران علم مدیریت، دانش را جایگزین نهایی تولید، ثروت و سرمایه پولی میدانند. همچنین پیتر دراکر (1992) معتقد است که در اقتصاد امروز دنیا، دانش منبعی همانند و در عرض سایر منابع تولید مانند کار، سرمایه و زمین نیست، بلکه تنها منبع معنیدار در عصر حاضر به شمار میرود. در واقع دانش تنها منبعی در سازمان است که در اثر استفاده نه تنها از ارزش آن کاسته نشده، بلکه بر ارزش آن نیز افزوده میگردد. این دانش در رویهها، دستورالعملها، دیدگاهها، اقدامات و تصمیمات سازمانی مستقر و مستتر است و زمانی اهمیت بیشتر مییابد که به محصولات و خدمات ارزشمندی تبدیل شود (نوروزی، 1390).
سازمان همکاریهای اقتصادی و توسعه19 اقتصاد دانشمحور و نقش دانش در پیشرفتهای اقتصادی در هزاره سوم را مورد تاکید قرار داده است. در گزارش توسعه جهانی که در سال 1998 توسط بانک جهانی منتشر شد، آمده است: در مورد کشورهای پیشرو اقتصاد جهانی، اهمیت دانش به عنوان یک منبع در مقایسه با سایر منابع چنان افزایش یافته است که دانش به عنوان مهمترین عامل تعیین کننده استاندارد زندگی درآمده است. بانک جهانی در سال 2002 بار دیگر بر اهمیت داراییهای دانشی ملتها تاکید کرد و توجه به دارایی دانشی را به عنوان راهی برای مشارکت کشورهای در حال توسعه در انقلاب دانشی به شمار آورد که میتواند در کاهش فاصله بین کشورهای در حال توسعه و توسعهیافته نقش تعیین کنندهای ایفا کند (حسنزاده، 1388).
2-2-1-1 تعریف دانش:
روش مفید برای درک تعریف مناسب از دانش میتواند از طریق تمایز آن از اینکه چه چیزی دانش نیست به دست آید. یکی از تمایزهای موسوم در ادبیات دانش، بین دانش، اطلاعات و داده است.
داده را میتوان به عنوان اعداد خام، تصاویر، کلمات و صداهایی در نظر گرفت که از طریق مشاهده یا اندازهگیری بدست میآیند.
اطلاعات بیانگر دادههای مرتب شدهای هستند که در یک الگوی معنادار قرار گرفتهاند.
دانش میتواند از کاربرد، تحلیل و استفاده مفید از دادهها و یا اطلاعات درک گردد به عبارت دیگر، دانش میتواند دادهها و یا اطلاعاتی باشد که بر روی آن یک لایه تحلیل منطقی دیگر اضافه شده و سپس تفسیر میشود، معنایی به آن افزوده شده و به سیستم موجود از اعتقادات و مجموعه دانش ملحق میگردد. بنابراین دانش ابزار مورد نیاز را برای تحلیل و درک داده و اطلاعات فراهم کرده و باعث بوجود آمدن رابطه علی و معلولی در مورد حوادث و اعمال میشود و اصولی را فراهم میآورد تا بتوان افکار و اعمال را بهطور معناداری حمایت کرد.
طبق تعاریف بالا، در یک روش مشترک که داده، اطلاعات و دانش به هم پیوسته هستند یک ساختار سلسله مراتبی میباشد که روابط در آن اساسا یک طرفه میباشد و در آن دادهها، اطلاعات را تولید کرده و اطلاعات نیز به نوبه خود برای تولید دانش بکار میرود. البته باید توجه داشت که روابط متقابل این عوامل پیچیدهتر از این ارتباطات است. در حالیکه دادهها و اطلاعات میتوانند سنگ بنای دانش را به وجود آورند، به طور یکسان دانش نیز میتواند باعث تولید دادهها و اطلاعات شود، بنابراین رابطه بین این سه، پویا و متقابل است (نوروزی، 1390).
تعاریفمتعددیتوسطصاحبنظرانونویسندگانمدیریتبرایدانشارائهشدهکهبهچندمورداشارهمیشود:
ازدیدداونپورتوپروساک20،دانشترکیبیمنعطفوقابلتبدیلازتجارب،ارزشها،اطلاعات معنیدار و بینشهایمتخصصاناستکهچارچوبیرابرایارزیابیوانسجاماطلاعاتوتجارب جدید ارائه میدهد (داونپورت و پروساک، 1998). اینپژوهشگراندر جایدیگردانشرا مخلوطسیالیازتجربیات، ارزشها،اطلاعاتموجودونگرشهایکارشناسینظامیافتهتلقی کردهاندکهچارچوبیبرایارزشیابیوبهرهگیری از تجربیاتواطلاعاتجدیدبهدست میدهد. دانش،درذهندانشوربهوجودآمدهوبهکارمیرود دانشدرسازمانهانهتنهادر مدارکوذخایردانشبلکهدررویههایکاریفرایندهایسازمان،اعمالوهنجارهامجسممیشود.
پروست21وهمکارانش،دانشرامجموعکلشناختهاومهارتهاییمیدانندکهافرادبرایحل مسائلبهکارمیبرند. دانشهمنظریههاوهمقواعدودستوراتعملیروزمرهجهتاقدامرا شاملمیشود. دانشبردادهواطلاعاتپایهگذاریمیشود،امابرخلافآنهادانشهمیشهبه اشخاصمحدودمیشود. دانشبهوسیلهافرادساختهمیشودوباورهایافراددربارهروابطعلّی رانشانمیدهد (دانشفرد و ذاکری، 1388).
نویسندهدیگرینیزدانشراچنینتعریفکردهاست: اطلاعاتپردازششدهتوسطذهنآدمی کهشاملعکسالعملها،استنتاجهاومفاهیموزمینههااستوویژگیهاییچوندشواری ساختاردهی،دشواریادراکواخذتوسطماشین،دشواریانتقالونهانبودنراهمراهخود دارد(واسکوئز22ودیگران، 2000). اگرچهتعاریففوقبهلحاظرویکرد،تأکیداتوچارچوب