ها در بار سبک است
( کول و وارنر1999).
2-2-3-2- لابرم:
لابرم یک ساختار فیبری متراکم با یک سطح مقطع سه گوش است(کوپر و ارناسکی199244). لابرم 50% به عمق حفره گلنوئید میافزاید (هاول45 1989) و با نقص لابرم مقاومت به جابجایی تا 20% کاهش
مییابد(لیپیت1993).
لابرم به عنوان یک نقطه اتکا برای ساختارهای کپسولی- لیگامنتی 46عمل میکند (موزلی و اورگارد 196247).
لابرم 2 تا عملکرد اصلی دارد اول محل نشست لیگامنتهای گلنوهومرال است دوم به عنوان یه ضربهگیر، ضد نیروی برشی عمل میکند که بیشتر در میانه دامنه حرکتی آشکار است(آدکینسن199848).
2-2-3-3- کپسول مفصلی:
کپسول مفصلی، تقریبا دو برابر سر بازو است که به آن اجازه میدهد دامنه حرکت گستردهای داشته باشد. ضخامت کپسول مفصلی در موقعیتهای مختلف، بسیار متفاوت است. برای مثال در آبداکشن اضافی و چرخش خارجی ضخامت ناحیه زیر بغلی در پایداری مفصل به کار میرود(اوبراین 199049).(شکل2-8)
شکل2-8- کپسول مفصلی
اگرچه کپسول و لیگامنت گلنوهومرال اغلب به صورت مجزا تعریف میشوند اما آنها به صورت آناتومیکی ارتباط باهم نزدیکی دارند. ، به منظور محدود کردن حرکت، ساختار کپسول-لیگامنتی50 به طور معکوسی در طول چرخش بازو، سفت و شل میشود. در میانه حرکت، این ساختارها نسبتا شل هستند و ثبات کتف اساسا با عمل عضلات RC و دوسربازویی حاصل میشود (لیپیت1993).
2-2-3-4- لیگامنتها:
شامل دودسته لیگامنت میباشند:
لیگامتهای غرابی- بازویی
لیگامنتهای گلنوهومرال
لیگامنتهای غرابی-بازویی یک نوار ضخیم بافت کپسولی است که از پایه خارجی غرابی منشا میگیرند و به برجستگی بزرگ و کوچک استخوان بازو میچسپند. این لیگامنتها با بازو در وضعیت آداکشن بازو سفت میشوند و سر بازو را روی مفصل گلنوئید متمرکز میکنند(وارنر1992).
لیگامنتهای گلنوئید شامل سه رباط مختلف (فوقانی، میانی و تحتانی) است که از لبه قدامی-فوقانی گلنوئید به روی برجستگی کوچک توسعه مییابد. این لیگامنتها بخش ضخیم شده کپسول است و سطح قدامی مفصل را تقویت میکند (بوردمن و دبسکی 199651 ; رواسی 1386) (شکل2-7).
لیگامتهای غرابی-بازویی و لیگامنتهای فوقانی گلنوهومرال سراستخوان بازو را از جابجایی تحتانی در آداکشن و جابجایی خلفی در فوروارد فلکشن، آداکشن و چرخش داخلی جلوگیری میکند. (کول و وارنر1999).
علاوه بر لیگامنتهای فوق، لیگامنت عرضی که برجستگی بزرگ استخوان بازو را به برجستگی کوچک متصل میکند نیز در مفصل شانه قرار دارد. این لیگامنت عملکردی بر روی مفصل شانه نداشته بلکه تاندون سر عضله دوسر را در ناودان دوسری نگه میدارد و بدین وسیله به استحکام مفصل کمک میکند (رواسی1386)(شکل2-9).
شکل 2-9- لیگامنتهای پایدار کننده مفصل گلنوهومرال
2-2-4- پایدارکنندههای دینامیکی مفصل گلنوهومرال
پایدارکنندههای دینامیکی، سطح مفصلی، لابرم و فشار درون مفصلی52 در میانه حرکت نقش پایداری مفصل را برعهده دارند درحالیکه لیگامنتهای مفصل گلنوهومرال در میانه دامنه حرکتی شل هستند (آبود و ساسلواسکی200253).
اگرچه پایدارکنندههای دینامیکی در میانه حرکت مهم هستند اهمیت آنها بیشتر در حفظ ثبات مفصل در انتهای دامنه حرکتی است(لیبریل و لی 200554).
2-2-4-1- عضلات RC
RC یک گروه از عضلات هستند که شامل تحتکتفی ، فوقخاری ، تحتخاری و گردکوچک است که به عنوان یک مکانیسم هدایت دینامیکی برای سر بازو عمل میکند(پارسنز و آپرلیوا200555). ( شکل2-10)

شکل2-10- تصویر عضلات روتاتور کاف از نمای جانبی از مفصل شانه
حرکات سه بعدی یا چرخشی سر بازو نتیجه اثر متقابل عضلات RC و پایدار کنندههای استاتیکی است. عضلات RC در مقایسه با عضلات سطحیتر و بزرگتر مانند دلتوئید، سینهای، پشتی بزرگ و ذوزنقه اندازه و سطح مقطع CSA کوچکتری دارند. عضلات RC همچنین به مرکز چرخشی که روی آن عمل میکنند نزدیکتر هستند، بازوی اهرمشان کوتاهتر و در نتیجه نیروی کمتری را تولید میکنند. موقعیت آناتومیکی RC، به خوبی یک نقطه اتکا دینامیکی در طول حرکت آبداکشن بازو را فراهم میکند( رینولد و ماکرینا56 2007).
عضلات RC با فشار دادن سر بازو به حفره گلنوئید از طریق زوج نیرو هم در صفحه فرونتال57 و هم صفحه عرضی58 مفصل گلنوهومرال پایدار میکنند.(پارسنز و آپرلیوا 2006) (فانک200559).
2-2-4-2- زوج نیرو صفحه فرونتال
عضلات دلتوئید و فوقخاری هردو در آبداکشن مشارکت میکنند. آبداکشن بازو، نتیجه نیروی واکنشی مفصل در جهت گلنوئید است و سراستخوان بازو را به طرف مفصل گلنوئید فشار میدهد و بنابراین پایداری مفصل را بهبود میبخشد (فانک2005).(شکل2-11)

شکل2-11- زوج نیرو در صفحه فرونتال
2-2-4-3- زوج نیروی صفحه عرضی
در سراسر دامنه حرکت، نیروی فشاری حاصل از واکنش مفصل در صفحه عرضی در پایداری مفصل مشارکت میکند این مکانیسم به طور عمده در برابر جابه جایی فوقانی مقاومت میکند تا زمانی که نیروی کوپل بین تحتکتفی و تحتخاری متعادل باشند مفصل در مرکزت خود باقی میماند(فانک2005)(شکل2-12).

شکل2-12- زوج نیروی در صفحه عرضی
2-2-4-4- عضله دوسر بازویی
سر دراز عضله در وسربازویی چون عملکردش ارتباط نزدیکی با عضلات RCدارد به عنوان دیپرسور دهنده سربازو و پایدار کننده استاتیکی مفصل گلنوهومرال میباشد (آبود و ساسلواسکی2002 ; هالدر60 و ایتو2000)
2-2-5-حرکات و دامنه حرکتی شانه
مفصل شانه یا گلنوهومرال یک مفصل گوی و کاسهای با 6 درجه آزادی است. حرکات فلکشن-اکستنش، آبداکشن-اداکشن، چرخش داخلی- خارجی و دورانی را انجام میدهد.
2-2-5-1-فلکشن و آبداکشن
بازو میتواند در صفحه ساجیتال حدود 180-165 درجه فلکشن و تقریبا 60-30 درجه هایپر اکستنشن دهد. مقدار فلکشن بازو با چرخش خارجی محدود میشود که با حداکثر چرخش خارجی، حداکثر میتواند 30 درجه فلکشن دهد(بلیکلی و پالمار61 1984; زوکرمن62 1989).
بازو میتواند 180-150 درجه آبداکشن دهد که این حرکت میتواند با چرخش داخلی محدود شود، چون در چرخش داخلی برجستگی بزرگ زیر قوس آخرومی میرود اگر مفصل به طور کامل به داخل بچرخد بازو تنها میتواند 60 درجه آبداکشن دهد. برای این که برجستگی بزرگ از زیر قوس آخرومی خارج شود کمی چرخش خارجی نیاز است تا بازو به 180 درجه آبداکشن برسد (بلیکلی1984).
عضلات درگیر در فلکشن و آبداکشن شانه مشابه هستند هنگام فلکشن و آبداکشن عضله دلتوئید
میتواند 50% نیروی عضلانی برای بالا آوردن بازو را تولید کند و هرچه دامنه حرکتی بیشتر شود نقش این عضله در حرکت آبداکشن بیشتر میشود که در دامنه 90-180 درجه این عضله بیشترین فعالیت را دارد.
چون عضله دلتوئید نمیتواند بدون پایداری سر استخوان بازو، فلکشن و آبداکشن دهد. وقتی که بازو بالا آورده میشود عضلات RC نقش مهمی ایفا در پایدری بازو ایفا میکنند (زوکرمن 1989).
در مراحل اولیه آبداکشن یا فلکشن خط کشش عضله دلتوئید عمودی است اما در این وضعیت عضله فوقخاری که گشتاور آبداکشنی تولید میکند و همزمان زمان سر بازو را در درون حفره گلنوئید تثبیت میکند. این اثر فوقخاری جابه جایی فوقانی سر بازو به وسیله عضله دلتوئید را خنثی میکند (پارسنز و آپرلیوا 2006 ). عضلات تحتکتفی، تحتخاری و گردکوچک با وارد کردن یک نیروی نسبتا رو به پایین سر استخوان بازو را در هنگام بالابردن بازو تثبیت میکنند. در انتهای آبداکشن عضله پشتی بزرگ به صورت اکسنتریک به پایداری سر استخوان بازو کمک میکند و با افزایش زاویه مقاوتش افزایش مییابد(کرنبرگ ونمس 631990).
عمل متقابل عضلات RC و عضله دلتوئید در فلکشن و آبداکشن به صورتی است که نیروی داخلی و تحتانی عضلات RC اجازه میدهد که عضله دلتوئید بازو را بالا برود.
در دامنه بالاتر از 90 فلکشن یا آبداکشن میزان فعالیت عضلات RC کاهش مییابد که باعث میشود شانه در این دامنه بیشتر مستعد آسیب شود(هلبچ64 1985).
در دامنه حرکتی بالا عضله دلتوئید سر استخوان بازو را به پایین و خارج از حفره مفصلی
میکشد(سادنبرگ65 1997) و لذا یک نیمه دررفتگی ایجاد میکند. حرکت در دامنه 180-90 فلکشن یا آبداکشن مستلزم این است که بازو 20 درجه چرخش خارجی یا بیشتر داشته باشد و در این وضعیت عضله دوسر هم میتواند بازو را آبداکشن دهد(هلبچ 1985).
عضله داندهای قدامی همچنین مسئول نگه داشتن کتف روی دیواره قفسه سینه است و از حرکت لبه داخلی کتف به سمت بیرون جلوگیری میکند.
2-2-5-2- اداکشن و اکستنشن
آداکشن در واقع برگشت از آبداکشن به وضعیت آناتومیکی میباشد که تا 180 درجه است. مقدار مشخصی چرخش لازم است تا به 180 درجه اداکشن در وضعیت آناتومیکی یا طبیعی برسد. با ادام