دارد:
از میان الگو ها وچارچوب های مختلفی که برای انتقاد از نظام های سیاسی وجود دارد باید الگویی انتخاب شود که حداقل دارای سه مولفه ذیل باشد:
1. چار چوب آن با ارزش ها وموازین اصیل اسلامی همسو باشد.به همین دلیل نمی توان از الگوهای غربی انتقاد از نظام سیاسی استفاده کرد.
2. از نظر خلوص و تطابق حداکثری با آموزه ها ومعارف اصیل اسلامی در حدقابل قبولی باشدومورد اتفاق طیف بیشتری از مسلمانان در مذاهب مختلف باشد.فلذا نمی توان از آثار وآراءدانشمندان مسلمان و یا اسلام شناسان وبه عبارت بهتر از منابع دسته دوم وسوم استفاده کرد.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

3. الگوی مورد نظر باید از جنبه های مختلف قابل استناد بوده و به اصطلاح در تمامی عرصه های سیاسی حرفی برای گفتن داشته باشد.پس نمی توان الگویی را انتخاب کرد که صرفا از منظر یک نقش سیاسی یا اجتماعی به مسئله نقد نظام سیاسی پرداخته است.
به نظر می رسد تنها گزینه ای که در راستای اهداف این تحقیق می توان آن را بررسی کرد والگوی قابل اتکایی از آن استخراج کرد تا معیار عملکرد همه مسلمانان قرار گیرد الگوی رفتاری امیر المومنین ( علیه السلام ) است.
جایگاه فکری ،سیاسی واز همه مهمتر دینی ایشان در نظام سیاسی صدر اسلام ونقش های مختلفی که ایشان در قالب آن ها در عرصه های مختلف جامعه اسلامی حضور داشته اند به هر محققی این امکان را می دهدتا با مطالعه سیره عملی ایشان به الگوی جامع ومانعی از یک نظام منسجم برای نقد دستگاه حکومتی اسلامی دست یابد.به طور خلاصه می توان زندگی سیاسی امیرالمومنین (علیه السلام )را به 5 دوره مشخص تقسیم کرد:
1. در نقش جانشینی مطمئن و ماموری امین برای راس هرم حکومت اسلامی
2. در نقش سربازی فداکار و سرداری از جان گذشته برای لشگر اسلام
3. در نقش حاکم دور از حکومت
4. در نقش یک نخبه دینی ،فکری وسیاسی دغدغه مند و فعال در عرصه های مختلف جامعه اسلامی
5. در نقش خلیفه مسلمین وامیر المومنین
آنچه که در این تحقیق مورد بررسی قرار می گیرد رفتار ایشان در قبال حکومت و جامعه اسلامی در دوره های مذکور است ودر واقع هدف توصیف وتحلیل رفتار اعتراض آمیز یک نخبه دینی ،فکری وسیاسی دور از راس حکومت است در حالی که ایشان در مرحله پنجم در راس حکومت اسلامی قرار دارند.
ب ) ضرورت موضوع
دین مبین اسلام با توجه به قیود ومعیار هایی که برای حاکم مسلمین بیان می کند اورا در قالبی از باید ها ونباید های الهی و فطری مسئول جان ومال و ناموس امت می کند، فرصت ها و موقعیت های بی نظیری را برای امت بوجود می آورد که زمینه رشد وتعالی همه اعضای آن را فراخور استعداد ذاتی و سعی و تلاش جسمی وروحی فراهم کند.این باید ها ونباید ها که از آن به عنوان نظام سیاسی اسلامی یاد می شود درصورتی که مورد بی مهری عده ای از مسلمانان بی تقوا ویا ناآگاه قرار گیردمی تواند معبر مناسبی برای دشمن باشد تا از آن به درون جامعه اسلامی نفوذ کرده و با ایجاد فضای غبارآلود وناسالم زمینه ضربه زدن به نظام اسلامی و جامعه مسلمین ودرنهایت استیلا برآنها را فراهم کند.
اما از آنجاکه دین مبین اسلام کامل ترین نسخه الهی برای سعادت کامل بشر الی الابد است با بیان نکات ظریفی ازاین سوء استفاده جلوگیری می کند.بهترین منبع مطالعه و فهم این نکات ظریف حکومت های اصیلی است که دردو دوره کوتاه در صدر اسلام برپایه اسلام ناب دردوره حکومت پیامبر اعظم صلی الله علیه واله وسلم و امیرالمؤمنین علیه السلام شکل گرفته است.که مهمترین منبع نظام یابی سیاسی اسلامی می باشد.
مسئله ای که شاید امروزه بهره گیری از آن سیره حسنه را مشکل می کند نبود مجموعه ای منسجم و قابل تحقیق است که با چکش کاری های ظریف این مقوله ضروری را به صورت مفید دراختیار مسلمانان قرار دهد.پردازش و دقت دراین سیره حسنه است که می تواند حقوق متقابل حاکم اسلامی و امت را در راهبری صحیح جامعه اسلامی در عصر غیبت امکان پذیر کند.
هیچ شکی نیست که درنبود معصوم علیه السلام رهبر جامعه اسلامی که در طول تاریخ با عناوین مختلف مسئولیت جامعه اسلامی رابرعهده داشته است مصون از مطلق خطا و اشتباه نیست . البته باید توجه داشت که درصد خطا ها واشتباهات رهبر جامعه اسلامی با معیار هایی که در انتخاب او ملاک است به حداقل کاهش می یابد. اما همین در صد پایین هم در سنجه افکار عمومی مومنین مورد نظارت وارزیابی قرار می گیرد تا درنهایت بنیان جامعه اسلامی و کیان دین از هرگونه آسیب در امان باشد. این نظارت مردمی باید درقالبی منسجم از قوانین ومعیار هایی باشد که اولا مانع از ناکارآمدی این مقوله مهم در نظام سیاسی اسلام (انتقاد از حاکم مسلمان)شود -که یکی از مترقی ترین ظرفیت های این حوزه اندیشه سیاسی برای اصلاح و جلوگیری از انحراف حرکت اصیل مسلمین درجهت رشد وتعال دنیوی واخروی است.-ازسوی دیگر باید به گونه ای باشد که مانع از سوءاستفاده معاندان ،مخالفان،منافقان ودشمنان کیان مسلمین وبیضه الاسلام گردد. آنچه مسلم است این است که تا کنون الگوی منسجم ،کامل،جامع ومانع در زمینه نحوه نقد از نظام سیاسی وجود ندارد.حتی می توان ادعا کرد در هیچ زمینه ای در باره نحوه انتقاد وجود ندارد.مثلا الگویی برای نقد نظام اداری ،روابط اجتماعی،علمی و….وجود ندارد.البته درمنابع گوناگون حسب مورد می توان مثال ها و راهنمایی های کلی برای انتقاد وجود دارد اما خلا وجود الگویی که بتوان بر اساس آن انتقاد را ارزیابی کرد را به هیچ وجه پر نکرده اند.
درتحقیق حاضر سعی شده است اولین گام های تولید وتدوین این الگوی اصیل اسلامی برداشته شود وبا مراجعه به منابع دست اول قدمی هر چند ناچیز در یکی از شاخه های این حوزه برداشته شودو درآینده اگر برای شخص محقق امکان پذیر بود آن را پیش ببرد واگر این امکان نبود آجری را بر این بنای نو پا ودژ مورد نیاز جامعه اسلامی افزوده باشد.
ج ) سابقه‎ی تحقیق
امروزه به برکت وجود مراکز علمی پژوهشی و فعالیت های شایان تقدیر محققان حوزه شناخت امیر المؤمنین علیه السلام در ابعاد مختلف مورد کنکاش های بسیاری از علمای فن قرار گرفته است . اما از آنجا که وجود مقدس ایشان دریای بی کران معارف الهی است هر قدر هم که این تعمق وغور زیاد باشد باز هم در مقابل عظمت وجودی امیرالمؤمنین علیه السلام به اندازه قطره آبی در دهان پروانه ای است .به همین سبب با وجود اظهار نظر های مختلف وتحریر کتب ، مقالات وآثار دیگر در این حوزه بازهم جای مناسب برای کار وجود دارد.بخصوص خلأ نبود آثاری با محوریت الگو بودن ونزدیک تر به فضای اجرا دراین زمینه بسیار دیده می شود.آثار موجود یا عمدتا به کلی گویی پرداخته اند یا وقایع تاریخی را بیان وتحلیل نموده اند و یا به قدری در فضای انتزاعی سیر کرده اند که زمینی کردن آنها بسیلر مشکل به نظر می رسدکمتر اثری وجود دارد که با نگاه ذکر شده به سیره امیر المؤمنین علیه السلام بنگرد اما از میان آنها آثاری نیز وجود دارد که به واقع نخستین گام های این حرکت عظیم را برداشته اند که تعدادی از آنها به شرح ذیل معرفی می گردد :
1) جلال درخشه در کتابی با عنوان ” مواضع سیاسی حضرت علی علیه السلام درقبال مخالفین خود ” به بررسی مواضع سیاسی امیر المومنین علیه السلام در قبال مخالفین خود پرداخته است.باید به این نکته اشاره کرد که وجه ممیز این تحقیق با کتاب جلال درخشه در این است که درخشه بیشتر به توصیف و تحلیل مواضع ایشان در قبال مخالفان خود پر داخته است اما این تحقیق علاوه بر توصیف وتحلیل وقایع تاریخی این بازه زمانی به تدوین الگویی منسجم برای نقد نظام سیاسی همت گذاشته است.از سوی دیگر جامعیت و مانعیت موضوع تحقیق حاضر در اثر جلال درخشه دیده نمی شود.
2) مرحوم محمد دشتی در کتابی با عنوان “الگوی رفتار سیاسی در سیره امام علی علیه السلام ” به بررسی اگو محور رفتار سیاسی امیرالمؤمنین علیه السلام پرداخته است . این کتاب علی رغم محتوای بسیار غنی خود به علت کلی بودن موضوع نتوانسته است آنچه را تحقیق حاضر به صورت اخص وارد شده است ، بیان نماید.
3) سید احمد خاتمی در مقاله ای تحت عنوان ” امام علی