ز اسلام و بعد از اسلام تقسیم کرد.
از آنجا که پژوهشگر تاکنون کار تاریخی نکرده و در این پژوهش بیشتر بر تلفیق و پیوند شعر و موسیقی تأکید نموده است لذا در این فصل ابتدا به دو دوره تاریخی قبل از اسلام (هخامنشی و ساسانی) و دوره اسلامی از زبان زنده یاد استاد روح الله خالقی که در کتاب موسیقی ایرانی آورده شده است می پردازد. سپس به تعاریف موسیقی از دیدگاه بزرگان و در نهایت بنا به ضرورت، جهت آشنایی عزیزان، با تعدادی از اصطلاحات موسیقی، گوشه ها و وجه تسمیه آن ها، توضیحی کوتاه داده می شود.
2-2 تاریخچه
هرچند کشور ایران دارای تاریخ قدیم پرارزشی است که از 25 قرن آن آثار کتبی یا سنگ نبشته های تاریخی و حجاری و غیره باقیست ولی در مورد موسیقی مدارک نوشته شده بخصوص آنچه مربوط به دوره های کهن می باشد و اصولاً به جهات مختلف که بعد اشاره خواهد شد به بندرت در کتاب های تاریخی ما از هنرها و خاصه موسیقی سخن به میان آمده است به همین جهت اطلاعات ما هم در این باره زیاد نیست ولی هر چه هست آن ها را می توان فهرست وار به شرح زیر اشاره نمود:
2-2-1 دوره ی هخامنشی
از موسیقی این دوره اطلاع کافی نداریم ولی کشوری که خود را رقیب یونان می دانسته و با آن سرزمین که مردمش تمدن عالی داشته اند روابط تاریخی داشته و از حیث آثار صنعتی نمونه های پرارزشی مانند حجاری های تخت جمشید به یادگار گذاشته، بی شک از موسیقی هم بی بهره نبوده. از این گذشته چون دولت هخامنشی جانشین دولت های متمدن زمان خود مانند عیلام و آشور و کلده و بابل و حکومت های آسیای صغیر (چون لیدیه، فریکیه و غیره) گردیده قاعدتاً باید از هنرهای آن ها هم تا آنجا که مطابق ذوق ایرانی ها بوده اقتباساتی کرده باشد. ملل مشرق زمین قبل از تأسیس دولت هخامنشی یا در همان زمان همه سازهای مختلف داشته اند چنانکه نمونه های آلات موسیقیشان در حجاری هائی که از مصری ها، سومری ها، عیلامی ها، آسوری ها، هندی های قدیم و غیره باقی مانده هم اکنون دیده می شود و در کتاب های تاریخ موسیقی از این آلات و نوازندگان و رقاصان بی آنکه نام و نشانشان باقی مانده باشد گفتگو در میان است ولی تعجب است که از دوره ی هخامنشی چنین نمونه هائی به جای نمانده است.
هرودت مورخ مشهور یونانی در تاریخ خود راجع به ایرانی ها می نویسد:
“ایرانیان برای تقدیم نذر و قربانی به خدا و مقدسات خود مذبح ندارند، آتش مقدس روشن نمی کنند، بر قبور شراب نمی پاشند ولی یکی از موبدان حاضر می شود و یکی از سرودهای مقدس مذهبی را می خواند” اما آنچه معلوم است این سرودهای مقدس مذهبی را می خواند” اما آنچه معلوم است این سرود با سازی همراه نیست.
از گفته ی هرودوت چنین بر می آید که ایرانیان قدیم موسیقی مخصوصی برای تشریفات مذهبی داشته اند و شاید سرودی که هرودت با آن اشاره می کند از سرودهای اوستا بوده زیرا قسمتی از کتاب “یسنا” که موسوم به “گات ها” و قدیم ترین قسمت اوستا می باشد شامل سرودهای مؤثریست که به احتمال قوی آهنگ دار و موزون بوده. این سرودهای هفده گانه در اواسط کتاب یسنا واقع شده و تصور می رود که از خود زرتشت باشد. این سرودها را می توان شعر یا نثر مسجع دانست که به عقیده ی مورخان دارای وزن و آهنگ مخصوص بوده است.
از طرف دیگر قوم ایرانی که در اصل با هندی ها یکی بوده و از یکی از شاخه های مهم نژاد آریائی جدا شده از آغاز با هم جهات مشترکی داشته است چنانکه کتاب مذهبی هندی ها موسوم به “ودا” که یادگار قدیم زبان سانسکریت است نیز شامل سرودها و ترانه های مذهبی و ادبی نژاد آریائی است و از مقایسه ی مطالب کتاب ودا و اوستا بخوبی معلوم می شود که قوم ایرانی و هندی فرزندان یک مادرند و احساسات و طرز تفکر و کیفیات ذوقی آن ها جنبه های مشترکی داشته و حتی هنوز هم موسیقی ایران و هند دارای شباهت هائی به هم می باشد.
تصور می کنم بعکس مذهب هندی ها که از آغاز با رقص و موسیقی موافقت کامل داشته و این هنر از ارکان تشریفات مذهبی آن ها به شمار آمده در مذهب قدیم ایرانیان، موسیقی در مراسم مذهبی وظیفه ای نداشته و به همین جهت اگر سرودی در این تشریفات خوانده می شده با سازی همراه نبوده، چنانکه هنوز هم در تشریفات مذهبی زرتشتیان همینطور است.
اما از نوشته “زنوفن” تاریخ نویس قدیم یونانی می توان حدس زد که نوعی دیگر از موسیقی نیز در زمان هخامنشیان مورد است استفاده قرار می گرفته است.
این مورخ در کتابی که راجع به خصال کوروش به نام “کوروپدی” یا “سیروپدی” نوشته (به فارسی هم ترجمه شده) چنین می نویسد:
“کوروش هنگام حمله به قشون آسوربنا بر عادت خود سرودی آغاز کرد که سپاهیان با صدائی بلند و با احترام و ادب زیاد دنبال آن را بخواندند و چون سرود به پایان رسید آزاد مردان با قدم های مساوی و با نظم تمام به راه افتادند.”
در جای دیگر گوید:
“کوروش برای حرکت سپاه چنین دستور داد که صدای شیپور علامت حرکت و عزیمت خواهد بود و همین که صدای شیپور بلند شد باید همه ی سربازان حاضر باشند و حرکت کنند.”
پس از چند سطر دیگر چنین می نویسد:
” در نیمه شب که صدای شیپور عزیمت و رحیل بلند شد کوروش سردار سپاه را فرمان داد تا با همراهان خود در جلوی صفوف سپاهیان قرار گیرد. بعد کوروش می گوید همین که من به محل مقصود رسیدم و حملات دو سپاه نزدیک شد سرود جنگی را می خوانم و شما بی درنگ جواب مرا بدهید. در موقع حمله چنانکه گفته بود کوروش سرود جنگ را آغاز کرد و سپاه همگی با وی هم آواز شدند.”
از مطالب فوق چنین بر می آید که ایرانیان در آن زمان موسیقی مخصوصی برای رزم داشته اند، که بی شک در تحریک احساسات سپاهیان مؤثر بوده و آلات موسیقی جنگی آن ها مانند طبل و شیپور در این هنگام به کار می رفته و سرودهای رزمی در برانگیختن حس شجاعت و دلیری سربازان و کامیابی آنان در میدان نبرد وسیله ی بسیار مؤثری بوده اما معلوم نیست که این سرودها در چه پرده ای بوده و با چه شعری تلفیق شده است. مطلب دیگری که از گفته ی زنوفن می توان درک کرد این است که مردمی که موسیقی مخصوصی برای میدان نبرد داشته اند بی شک آن قدر با نغمه و آهنگ آشنا بوده اند که برای هنگام فراغت و بزم و شادی نیز از موسیقی مناسب دیگری استفاده کنند چنانکه هرودت در تاریخ خود مکرر از کلمه “نی” که به وسیله ی ایرانیان نواخته می شده گفتگو کرده است.
پس از دوره ی هخامنشی جون اسکندر و جانشینان او یونانی بودند و از آن پس اشکانیان هم خارجی به شمار می رفتند و نسبت به آثار تمدن ایرانی ابراز علاقه نمی کردند همانطور که در انی زمان تمدن یونان در ایران نفوذ کرد شاید از موسیقی یونان نیز اقتباس و استفاده شده باشد. مثلاً به طوری که می گویند یکی از پادشاهان اشکانی موسوم به “ارد اول” دوستدار ادبیات یونانی بود و در مجالس او نمایش های یونانی مانند تصنیفات “اری پید” شاعر یونانی را که نمایش های حزن انگیز او معروف است نمایش می دادند و شاید همان کسانی که از نمایش های یونانی اطلاع داشته و بازی می کرده اند از موسیقی یونان هم بهره ای داشته و در موقع مناسب نغمه های یونانی نیز می خوانده اند ولی حدسی است که مدرک کتبی همراه آن نمی باشد.
2-2-2 دوره ساسانی
از آنجا که پادشاهان ساسانی ایرانی نژاد بودند و به بسط و توسعه تمدن ایرانی علاقه مخصوص داشتند، در دوره ی آن ها علوم و هنرهای ایرانی ترقی کرد و در نتیجه موسیقی هم در اثر تشویق آن ها رونق گرفت.
اردشیر ساسانی مردم را به طبقات مختلف تقسیم کرده بود که از آن جمله موسیقی دان ها طبقه ی خاصی را تشکیل می داند و در نزد او مقامی مخصوص داشتند. ذوق ادبی و موسیقی بهرام گور معروف است چنانکه نوشته اند وی چهارصد تن نوازنده و خواننده از هند به ایران آورد و در زمان او موسیقی دان ها بر سایر طبقات مردم مقدم بودند و او آن ها را نوازش بسیار می کرد.
موسیقی دوره ساسانی مخصوصاً در زمان خسرو پرویز بیشتر ترقی کرد. “باربد” موسیقی دان خاص او بوده که در کتاب های ادب و تاریخ مانند شاهنامه ی فردوسی و خسرو و شیرین نظامی حکایاتی از او نقل شده است. بطوری که نوشته اند باربد مخترع نغمه هائی است که آن ها را در مجلس خسرو پرویز می نواخته و مشهور است که وی 360 نغمه ی موسیقی برای روزهای سال ساخته و هر روز یکی از آن ها را که مناسب موقع بوده می نواخته تا خسرو از تکرار نغمات موسیقی خسته خاطر نشود. مقام او نزد خسرو با آن پایه بوده که هر کس حاجتی داشت مطلب خود را به وسیله ی او به عرض شاه می رسانید. از جمل