مام علی علیه السلام و بیست و پنج سال سکوت ” که در مجله پاسدار اسلام در شماره 195 و 196در اسفند76 و فروردین 77 به چاپ رسیده است توضیح مختصر و گذرا یی از دوره 25 ساله خانه نشینی امیرالمؤمنین (علیه السلام) ارائه می دهد.اما این مقاله بیشتر به بیان کلیات این دوره حساس پرداخته است.
4) مجله پرسمان در اسفند 1380و در پیش شماره7با اشاره کوتاهی بر جایگاه رفتار امیرالمونین (علیه السلام )در دوره خلیفه دوم بخشی نه چندان جامع ومانع از نقش ایشان را در این دوره به عنوان یک نخبه دینی بیان می کند.
5) سید صادق پیشنمازی در مقاله ای با عنوان ” مناظره ی امیرالمؤمنین علیه السلام با اهل شوری ” که درنشریه مبلغان شهریور 1379، شماره8به چاپ رسانده به بخشی کوتاه از سیره عملی امیرالمؤمنین (علیه السلام)دریکی از حساس ترین ایام بعداز رحلت پیامبراکرم(ص)اشاره کرده است.امام این مقاله نیز فاقد جامعیت لازم است.
6) سید صادق حقیقت در مقاله ای تحت عنوان ” جایگاه بحث احزاب در اندیشه سیاسى اسلامی ” که در مجله علوم سیاسی به چاپ رسانده است بررسی جایگاه بحث احزاب در اندیشه سیاسى اسلامی را هدف قرار داده وبه نوعی به موضوع این تحقیق پرداخته اما این مقاله نیز مانعیت لازم را ندارد.
7) مجله علوم سیاسی در مقاله ای با عنوان ” مبانى آزادى و ((حزب))در مذهب شیعه ” که به قلم داود فیرحى نوشته شده است بخشی از موضوع این تحقیق را مورد بررسی قرار داده است اما از جامعیت ومانعیت لازم برای موضوع این تحقیق برخوردار نیست.
د ) تعـریف مفاهیم
د – 1 ) الگو: سرمشق ،مقتدی ،اسوه ،مثال ،نمونه(دهخدا ، 1372، 2779)
الگو یا مدل، نمایش نظری و ساده شده از جهان واقعی می باشد.(سورین ،تانکارد،1386،65)
مدل، طرح و نمونه‌ای است، که از آن الهام گرفته و پیروی می‌شود و یا نسخه‌ای از آن برداشته می‌شود(روشه،1379، 44)
اصطلاح الگو را انسان‌شناسان، حداقل از سال 1871 به‌مفهومی چندجانبه به‌کار برده‌اند.این کاربرد آزاد تاکنون ادامه دارد.بر همین مبنا از الگو، گاه در توجه به کیفیت‌های رفتاری، الگوهای آرمانی و رفتاری و گاه در توجّه به اصول فرهنگ‌ها یاد شده است(گولد،1376، 91)
کارکرد الگو عبارت است از کوشش برای ساده‌تر کردن و آسان‌تر فهماندن واقعیت از طریق تنظیم عناصر و وارد کردن نظمی در آن‌ها‌؛ مثلا می‌توان طرح منطقی روابطی را که بین برخی از عناصر یک سیستم وجود دارد، به‌شکل یک پیکره درآورد. (توسلی،1369،142)
گاهی برخی صاحب‌نظران آن‌را نادیده می‌گیرند و بیشتر، آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها را باهم به‌کار می‌برند و یا بدون تمایز، به‌جای یکدیگر استعمال می‌کنند.در حالی‌که تفاوت‌هایی بین آن‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌‌ها وجود دارد.در حقیقت نظریه، بدون ارجاع به الگو، به‌شکل بی‌واسطه و مستقیم، امور اجتماعی را تبیین می‌کند.در حالی‌که الگو از طریق تشابه، به شناخت واقعیت کمک می‌کند و با برجسته کردن عنصر تشابه، درک روشن‌تری از شباهت میان واقعیت و مدل ذهنی فراهم می‌سازد(توسلی،1369،30)