دن سیاستی، باید آنرا نسبت به عوامل غیرسیاستی تعدیل نمود. چهار شاخص بعد، نمونه‌هایی از این شاخص تعدیل شده می‌باشند (پیرتچت4، 1996).
مدل رشد سولو – سوان
در تجزیه و تحلیل سولو با هر نسبت سرمایه به کار آغاز کنیم، اقتصاد به نحوی حرکت میکند که بر روی خط تعادل یکنواخت قرار گیرد. در اقتصاد تنها یک کالا تولید میشود و تولید کل برابر است با تولید این کالا در اقتصاد، نرخ تولید سالانه این کالا، Y(t)است که نمایانگر درآمد واقعی جامعه است که بخشی از آن مصرف و مابقی پسانداز میشود. آن قسمت از درآمد که پسانداز میشود ثابت است (s) و میزان پسانداز در همان سال معادل sY(t) و ذخایرسرمایه نیز معادل K(t) است. بنابراین سرمایهگذاری خالص برابر است با میزان افزایش در موجودی سرمایه یعنی dk/dtو بدین ترتیب رابطهی اصلی مدل عبارت است از:
(1-1)
از آن جایی که کار وسرمایه عوامل تولید هستند و امکانات بهبود تکنیکی در تابع تولید نهفته است، خواهیم داشت:
(2-1)
این رابطه نمایانگر بازده ثابت به میزان عوامل به کار رفته در تولید است.
از ترکیب رابطهی (11-) و (12-) خواهیم داشت:
(3-1)
در رابطهی سوم ، L نمایانگراشتغال کل است. از آنجایی که رشد جمعیتی کامل برونزا است، نیروی کار با یک نرخ نسبی رشد میکند، پس خواهیم داشت:
(4-1)
به اعتقاد سولو n درواقع همان نرخ رشد طبیعی هارود در شرایط نمودن پیشرفتهای فنی و L(t) میزان عرضهی نیروی کار در زمان t است. طرف راست رابطهی (4-1)، درواقع نمایانگر نرخ رشد مرکب نیروی کار از زمان صفر تا t است. از رابطهی (4-1) میتوان به عنوان منحنی عرضه نیروی کار نامبرد. به عبارت دیگر، رشد توانی نیروی کار عرضه شده در بازار کار برای اشتغال کاملاً بیکشش است. منحنی عرضه نیروی کار به صورت یک خط عمودی است که در زمان رشد نیروی کار به سمت راست حرکت میکند. در این شرایط دستمزدهای حقیقی تعدیل میشود و این مازاد نیروی کار جذب تولید خواهد شد. دستمزد واقعی را معادله بازدهی نهایی نیروی کار تعیین میکند. اگر رابطهی (3-1) و (4-1)راترکیب کنیم، معادله اصلی سولو به دست خواهد آمد که عبارت است از:
(5-1)
سولو از این رابطه به مثابه تعیین کنندهی سرمایه در هر زمان (K*) یاد میکند. اگرقرار باشد تمام نیروی کار موجود اقتصاد شاغل گردد و اشتغال کامل به وجود آید، K* باید به حدی افزایش یابد که بتواند امکان اشتغال را برای بیکاران ایجاد کند. هنگامی که خط زمانی نیروی کار و سرمایه معنی شود، میتوان خط تولید واقعی را از تابع تولید به دست آورد. پروفسور سولو روند رشد اقتصادی را بدین گونه ارزیابی میکند: در هر لحظه از زمان رابطهی(4-1) عرضه نیروی کار را مشخص میکند و ذخیره سرمایهی موجود نیزمعلوم است. از آنجا که نرخ بازده واقعی عوامل تولید به نحوی تنظیم میشود که اشتغال کامل سرمایه تحقق یابد، میتوان از تابع تولید رابطهی (2-1) برای پیدا کردن نرخ رشد تولید جاری استفاده کرد. در این حال میل نهایی به پسانداز نشان میدهد که چه تعداد از تولید خالص، پس انداز و سرمایهگذاری خواهد شد. بنابراین در هر لحظه از زمان تمرکز خالص سرمایه به دست خواهد آمد. اگر این مورد را به ذخایر قبلی سرمایه اضافه کنیم حجم سرمایه برای دورهی t+1 مشخص میشود.
به این ترتیب روند مزبورادامه خواهد داشت و در پایان هر دوره زمانی به محاسبه موجودی سرمایه در آغاز دوره بعد قادرخواهیم بود. سولو برای پیدا کردن خط تمرکز سرمایه همراه با نرخ نیروی کار، معادلهی بنیادی خود را ارائه میکند:
(6-2)
در این معادلهی بنیادی r نسبت سرمایه به کار (K/L) و n نرخ تغییر نسبی در عرضهی نیروی کار (L??L) و sf (r,l) تابع تولیدسرانه به عنوان تابعی از سرمایه برای هرکارگراست.
1-6) روش تحقیق :
با توجه به این مطلب که هم از داده های سری زمانی شامل سال های مورد مطالعه و هم از دادههای مقطعی شامل کشورهای صادر کننده نفت (ایران، عراق، لیبی، الجزایر، آنگولا، عربستان صعودی، امارت متحده عربی، نیجریه، اکوادور، کویت، ونزوئلا) میباشد. لذا در این تحقیق از روش پانل دیتا استفاده خواهد شد که داده ها با هم ترکیب می شود.
1-7 )جامعه آماری و حجم آن :
این مطالعه طی دوره 1995 تا 2012 در مورد کشورهای ایران، عراق، لیبی، الجزایر، آنگولا، عربستان صعودی، امارت متحده عربی، نیجریه، اکوادور، کویت، ونزوئلا انجام خواهد گرفت.
1-8 )روش گرد آوری اطلاعات :
با توجه به موضوع تحقیق” تاثیر گسترش مالی و تجاری بر رشد اقتصادی (مطالعه موردی کشورهای صادر کننده نفت)” ابتدا با روش مطالعه کتابخانهای و مراجعه به سازمانهای مربوطه اقدام به کسب اطلاعات در زمینه مورد نظر شد. اطلاعات و آمار مورد نیاز در رابطه با تاثیر گسترش مالی و تجاری بر رشد اقتصادی (مطالعه موردی کشورهای صادر کننده نفت) در طی سال های 1995 تا 2012 از طریق سایت صندوق بینالمللی پول (WDI) بدست آمده است.
1-9 ) روش تجزیه و تحلیل اطلاعات :
روش جمع آوری اطلاعات، کتابخانه ای و با مراجعه به اسناد و مدارک مرتبط بوده و با استفاده از نرم افزار Eviews داده های مورد نیاز با استفاده از روش پنل دیتا پویا تجزیه و تحلیل خواهد شد.
1-10 ) متغیرها و واژه های کلیدی :
رشد اقتصادی، بهبود بخشهای مالی، شدت تجاری، پنل دیتا
متغیر وابسته میزان تولید ناخالص داخلی و متغیر مستقل ،شاخص مالی، شدت تجاری،نیروی کار، سرمایه فیزیکی، ثابت در کشورهای منتخب می باشد.
رشد اقتصادی: افزایش تولید ناخالص داخلی یک کشور در یک دوره معین.
شاخص مالی: شاخص های مختلف توسعه مالی است که در این مطالعه دو شاخص نسبت اعتبارات اعطایی به شرکت ها و موسسات خصوصی به GDP ، و عمق مالی (M3/GDP) به عنوان شاخص های توسعه مالی در نظر گرفته شده اند.
شدت تجاری: درجه باز بودن یک کشور در یک دوره معین
نیروی کار: میزان نیروی کار در یک کشور در یک دوره معین
سرمایه فیزیکی: میزان موجودی سرمایه فیزیکی در یک کشور در یک دوره معین
1-11 ) پیشینه تحقیق
کبیرحسن و همکاران ( 2011 )5 در مطالعه ای تحت عنوان ارتباط بین توسعه مالی و رشد اقتصادی در خاورمیانه به بررسی تأثیر توسعه مالی بر رشد اقتصادی پرداخت. وی بازه زمانی 1980 – 2007 را مورد بررسی قرار داد و متغیرهای مورد استفاده در این تحقیق شامل M3 ،میزان اعتبارات اعطایی به بخش خصوصی و میزان اعتبارات بانکی ،تجارت خارجی ، مخارج دولت و تورم می باشد. وی با استفاده از داده های تابلویی (GMM) و با تقسیم بندی کشورها و درنظرگرفتن مناطق جغرافیایی آنها به کشورهای با درآمد کم و متوسط به این نتیجه رسیده اند که رابطه دوسویه، بین رشد اقتصادی و توسعه مالی وجود دارد، اما در برخی از مناطق که درآمد سرانه پایین میباشد این رابطه از سمت توسعه مالی به رشد اقتصادی است. علاوه بر این، سایر متغیرهای بخش واقعی مانند تجارت خارجی و مخارج دولت نقش مهمی را در توضیح رشد اقتصادی بازی می کنند. بنابراین، به نظر می رسد که یک سیستم مالی با عملکرد خوب، لازم است اما شرط کافی برای رسیدن به رشد اقتصادی پایدار در کشورهای در حال توسعه نیست.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

هاجر کراتور6 (2010) به مطالعه ای تحت عنوان توسعه مالی و رشد اقتصادی: شواهد تجربی از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا پرداخت. وی با استفده از داده های سالانه از 12 کشور از منطقه خاورمیانه و شمال آفریقا در طول دوره 1985-2007 به بررسی توسعه مالی به منظور شناسایی اثرات آن بر رشداقتصادی می پردازد . وی ب