ستفاده از برآوردگر پویای GMM نشان می دهد توسعه مالی دارای اثرات منفی بر رشد اقتصادی است. با توجه به چارچوب نهادی توسعه نیافته و اینکه سیستم مالی این کشورها به اندازه کافی بالغ نبوده است توسعه مالی اثری معکوس بر رشد اقتصادی این کشورها دارد. معادله مورد استفاده در این مدل به صورت زیر می باشد :
که در این تحقیق FD نشان دهنده شاخص توسعه مالی است که در این مطالعه شاخص اعتبارات اعطایی بانک ها به بخش خصوصی و اعتبارات تأمین شده توسط بخش بانکی به عنوان شاخص های توسعه مالی در نظر گرفته شده اند.
بیانگر مجموعه ای از متغیرهای کنترلی می باشد که در این تحقیق از متغیر اندازه باز بودن تجاری ، تورم ، اندازه دولت و میزان سرمایه انسانی استفاده شده است .نتایج این تحقیق نشان می دهد که در کشورهای خاورمیانه و شمال آفریقا که سیستم مالی هنوز توسعه نیافته است شاخص توسعه بخش بانکداری قادر به افزایش رشد اقتصادی نیست .
سامتی و رنجبر (1391) در مقاله ای با عنوان بررسی مقایسه ای توسعه بخش مالی و رشد اقتصادی تحت اطلاعات نامتقارن در کشورهای در حال توسعه و توسعه یافته به بررسی اثر توسعه مالی بر رشد اقتصادی پرداخته است.وی بیان می کند که رشد واقعی مدیون توسعه ساختار مالی است به گونه ای که کشورهای با ساختار مالی توسعه یافته تر از سرعت رشد بالاتری نسبت به دیگر کشورها برخوردارند. در این بررسی میزان رشد اقتصادی معیار توسعه بخش واقعی و متغیرهایی همچون ارزش بازار سهام نسبت به تولید ناخالص داخلی به عنوان معیارهای توسعه بخش مالی معرفی گردیده اند. همچنین لگاریتم انحراف معیار شاخص کل قیمت سهام بازار بورس اوراق بهادار و شاخص اعتبارات بانکی به بخش خصوصی به عنوان معیارهای اطلاعات نامتقارن در بازار مالی و پولی استفاده شده است. مدل مورد نظر باستفاده از روش داده های تابلویی برای کشورهای منتخب توسعه یافته و در حال توسعه طی دوره زمانی 1993 – 2008 برآورد شده است. نتایج دال بر اثربخشی بالاتر بازار مالی نسبت به بازار پولی در کشورهای توسعه یافته است که ساختار مالی کشورهای توسعه یافته نیز متفاوت از کشورهای در حال توسعه می باشد و این به خاطر وجود درجه ی تقارن اطلاعاتی بالا و تکامل یافته در این کشورها بوده است ولی در کشورهای درحال توسعه بازار پولی در مقایسه با بازار مالی قدرتمندتر عمل می کند.
تقوی و محمدیان(1390) در مقاله ای با عنوان توسعه مالی و رشداقتصادی در کشورهای منا به بررسی اثر توسعه مالی بر رشد اقتصادی در برخی کشورهای منا پرداخته اند . این مطالعه تجربی با استفاده از روش پانل پویای GMM برای 12 کشور منطقه منا بررسی شده است. نتایج برازش در دوره 1960 تا2006 حاکی از تاثیر منفی توسعه مالی بر رشد اقتصادی دارد و این اثر منفی را می توان به دلیل نحوه آزادسازی بازارهای مالی ، ضعف نظام مالی و عدم شکل گیری بازار مالی منسجم و بهره مند از مقررات دانست که منجر به کاهش سرمایه گذاری از طریق تخصیص نابهینه منابع شده است. در این تحقیق از دو متغیر عمق مالی M3 و نسبت اعتبار مالی مهیا شده برای بخش خصوصی به صورت درصدی از GDP به عنوان شاخص های توسعه مالی استفاده شده است.