ا عدم حقیقت ادعای خواهان.6 رسیدگی شکلی یا حکمی نوعی از رسیدگی است که مرجع مربوطه وارد ماهیت دعوا نمی شود و صرفا در پی بررسی انطباق یا عدم انطباق رأی صارده با موازین شرع و مقررات قانونی است. (ماده 366قانون جدید). رسیدگی بدوی مدنظر ما رسیدگی است که فرد باید ابتدائاً در دادگاه بدوی اقامه دعوا کرده و آن دادگاه برای اولین بار وارد ماهیت دعوا شده و نسبت به آن تصیم گیری نماید. بعد از طرح دعوا در دادگاه بدوی و رسیدگی ماهیتی نسبت به آن، با وجود سایر شرایط (میزان خواسته، مهلت مقرر و..) امکان طرح این دعوا در دادگاه تجدیدنظر وجود دارد.
گفتار اول: انواع رسیدگی بدوی:
الف) رسیدگی حضوری: شامل مفهوم رسیدگی حضوری و شرایط شروع رسیدگی
1ـ مفهوم رسیدگی حضوری:
رسیدگی حضوری در مقابل رسیدگی غیابی قرار دارد. رسیدگی حضوری به رسیدگی می گویند که بعد از تقدیم دادخواست و طی شدن روند ابلاغ و مراحل آن به طور قانونی، خوانده یا وکیل یا قائم مقام یا نماینده قانونی وی در جلسه دادگاه حاضر شده یا به طور کتبی دفاع نموده و یا اخطاریه ابلاغ واقعی شده باشد.لازم به ذکر است که عدم انجام مراحل ابلاغ به طور صحیح و قانونی، علی الاصول موجب ابطال تمامی اقدامات و امور انجام شده به وسیله دادگاه می باشد. جلسه تشکیل شده فاقد وجاهت قانونی بوده و تمامی دادرسی های انجام شده علی الاصول ملغی اثر خواهد بود.7
2ـ شرایط شروع رسیدگی:
2ـ1ـ لزوم وجود شرایط اقامه دعوا:
دادگاه مدنی مأخوذ به خواسته است ( ماده 2ق.ج.).8 برای شروع و جریان رسیدگی در دادگاه مدنی نیاز به اقامه دعوا با شرایط قانونی می باشد و دادگاه نمی تواند خود به خود وارد رسیدگی و صدور حکم شود. دعوا در لغت به معنای “ادعا کردن، خواستن، ادعا، نزاع و دادخواهی آمده است”.9 در معنای اصطلاحی در حقوق ایران تعاریف مختلفی برای دعوا ارائه شده است.”دعوا خواستن چیزی بر اساس منازعت است”.10 دعوا ” عملی است تشریفاتی که به منظور تثبیت حقی که مورد انکار و تجاوز واقع شده است انجام می شود”.11 بر این تعریف ایراد شده است که دامنه شمول تعریف مزبور بسیار وسیع است به طوری که شامل اعمال غیرقانونی در جهت تثبیت حق نیز می گردد. و بر همین اساس دعوا را درسه مفهوم مختلف به کار برده است. مفهوم اخص : توانایی مدعی حق تضییع شده در مراجعه به مراجع صالح در جهت به قضاوت گذاردن وارد بودن یا نبودن ادعا و ترتب آثار قانونی مربوطه است. مفهوم اعم: منازعه و اختلافی که در مرجع رسیدگی مطرح شده وتحت رسیدگی بوده یا می باشد.ادعا: ادعایی که مطرح نشده یا به عنوان امری تبعی مطرح می گردد.12 نظر دیگری در نقد این تعاریف گفته است که این تعاریف چهره ای از حق طرح دعوا و اقامه آن دارند و با مفهوم دعوا متفاوت می باشند. و دعوا را این گونه تعریف کرده است: اخبار به حقی به نفع خود و به زیان دیگری.13 این تعریف دقیقا مقابل تعریف قانونی اقرار قرار دارد.14
برای اقامه دعوا و استماع آن از سوی دادگاه شرایطی لازم است که در غیر این صورت حسب مورد منجر به قرار رد دعوا یا عدم استماع آن خواهد شد: حقوقدانان برای اقامه دعوا شرایط متفاوتی ذکر کرده اند که به طور نمونه چند مورد را ذکر می نماییم. نظری گفته است که برای اقامه دعوا چهار شرط لازم است؛ 1.حق منجز2. نفع 3. سمت4. اهلیت.15 بر این ضابطه این ایراد وارد است که حق منجز از شرایط اقامه دعوی نیست بلکه از شرایط پیروزی در دعوا است.16 در نظر دیگری در شرایط اقامه دعوا آمده است 1. نفع 2. سمت 3. اهلیت 4. حق منجز 5. مقدار معلوم و معین 6. تعیین مدعی علیه 7. ذکر سبب دعوا17 این نظر نیز با این ایراد روبه رو است که حق منجز همان طور که گفتیم از شرایط پیروزی در دعوا است. مقدار معلوم ومعین و تعیین مدعی علیه، ذکر سبب طرح دعوا، هم از شرایط دادخواست می باشند و تقدیم دادخواست هم از شرایط لازم برای شروع رسیدگی و بررسی وجود یا عدم شرایط اقامه دعوا می باشد.18 در همین راستا و به عنوان یک معیار مناسب شرایط اقامه دعوا اینگونه آمده است؛ نفع،سمت،اهلیت.19 به نظر می رسد که همین سه شرط نفع، سمت، اهلیت ،کافی باشد.
2ـ2ـ تقدیم دادخواست و ابلاغ آن: بعد از اقامه دعوا از سوی ذینفع و احراز شرایط آن از سوی دادگاه، برای شروع جریان دادرسی علی الاصول نیازمند تقدیم دادخواست هستیم. دادخواست تقدیمی باید روی برگه چاپی مخصوص تنظیم شده باشد و به امضاء تقدیم کننده دادخواست یا نماینده او رسیده باشد. در متن دادخواست باید تمامی شرایط مقرر مثل ذکر نام و مشخصات خواهان(ها) و خوانده یا خواندگان،تعیین خواسته و بهای آن، ذکر تعهدات و جهاتی که به موجب آن خواهان خود را مستحق مطالبه می داند و … ذکر شود. تمامی این شرایط در مواد 51 به بعد قانون جدید آمده است که البته در صورت فقدان هر کدام، ضمانت اجرای خاص آن بار خواهد شد. به هر حال بعد از تقدیم دادخواست به دفتر دادگاه، مدیر دفتر دادگاه در صورت وجود نقص در دادخواست، حسب مورد اقدام به توقیف اخطار رفع نقص دادخواست یا قرار رد فوری دادخواست می کند؛ ولی در صورت کامل بودن دادخواست، دستور تعیین وقت دادرسی را صادر می نماید. منشی دادگاه وقت دادرسی همراه با دادگاه و شعبه ای که دادرسی در آن انجام می شود را تعیین می کند و پرونده را برای انجام مراتب به دفتر دادگاه برگشت می دهد. دفتر دادگاه نیز بعد از دستور تعیین وقت، نسبت به ابلاغ دادخواست اقدام می کند. ابلاغ دادخواست یکی از مهم ترین امور در آغاز جریان دادرسی می باشد. این امر برگرفته از اصل تقابل در دادرسی است. اصل تقابلی بودن ایجاب می نماید تا شروع جریان دادرسی به اطلاع طرف مقابل برسد.20 ابلاغ در لغت به معنای ” رسانیدن (نامه یا پیام) ایصال، رساندن اوراق قضائی به وسیله مأمور مخصوص به اشخاصی که در آن اوراق قید شده است”. آمده است.21در اصطلاح حقوقی” ابلاغ عملی است که در راستای اصل تناظر، برای دعوت و درجریان گذاشتن اصحاب دعوا از اقدامات داگاه در طول دادرسی از این طریق دادگاه با اصحاب دعوا ارتباط برقرار می کند”.22 ابلاغ دو نوع است. ابلاغ واقعی و ابلاغ قانونی. ابلاغ واقعی، ابلاغ به شخصی است که هدف نهایی ابلاغ آگاهی او می باشد؛ مانند ابلاغ واقعی به شخص محکوم علیه.23 ابلاغ واقعی ابلاغی است که برگ های قضائی درمورد اشخاص حقیقی به شخص مخاطب و در مورد اشخاص حقوقی به شخصی که صلاحیت وصول برگه ها را دارد تحویل و رسید دریافت دارد. در فرضی که ابلاغ واقعی انجام نشود ابلاغ قانونی خواهد بود.
2ـ3ـ رسیدگی و صدور رأی: بعد از ابلاغ داخواست و طی شدن روند قانونی آن ، دادگاه اقدام به تشکیل جلسه می نماید. در جلسه دادرسی علی الاصول طرفین هر دو حاضر می شوند یا لایحه می فرستند و ادله و دفاعیات خود را مطرح می نمایند. دادگاه بعد از استماع توضیحات و دفاعیات طرفین و با شرایط قانونی اقدام به صدور رای می نماید. رأی در این حالت حضوری محسوب می شود و آثار قانونی بر آن مترتب خواهد شد.24
ب) رسیدگی واخواهی: شامل مفهوم و مبانی و شرایط واخواهی
1ـ مفهوم واخواهی: واژه واخواهی از مصدر واخواندن و به معنای اعتراض کردن آمده است. اعتراض به معنای ” خرده گرفتن، ایرادگرفتن، انگشت بر حرف نهادن” آمده است.25 واخواهی به شیوه شکایتی می گویند که محکوم علیه غائب نسبت به حکم غیابی در دادگاه اقامه می کند. ” بنابراین اگر چه واژه واخواهی به عنوان برابر اصطلاح اعتراض توسط فرهنگستان برگزیده شده است اما اصطلاح اعتراض در حقوق مفهومی اعم از واخواهی دارد”.26