صدیق صفی‌زاده(بوره کی) می‌گوید: ملا ‌ابوالقاسم دینوری معروف به ملا پریشان درسال 757 هجری در دینورتولد یافت، وی مبادی علوم را درهمان جا فراگرفته است. سپس درخدمت عالمان دین، فقه، تفسیروحکمت رافراگرفت، پس ازاخذ اجازه مابقی زندگیش را به تدریس و وعظ وارشاد مردم بسر برده و در سال 835 هجری قمری جهان را وداع گفت. ملا درفقه، اصول و تفسیرتبحرداشته و شعر نیز می‌سروده است، اشعاراودلنشین وزیباست. دیوان وی به نام: پریشان معروف و شامل اشعار مذهبی، فلسفی وعرفانی می‌باشد. مورخین کُرد همانند: مردوخ کردستانی، فتحعلی زیباجویی، صدیق صفی زاده او را اهل دینورمی‌دانند. محمدعلی سلطانی نیزدرحدیقه سلطانی بیانات نویسندگان کُردرا تأیید‌ می‌کند. اما نویسنده‌ای منصف به نام خانم ناهید اشرفی، درصفحه‌ی (73 نشریه آدینه) به نسخه‌ای ازدیوان ملاکه درکمبریج انگلستان موجود است، به این موضوع اشاره می‌کند که ملا اهل دلفان است. اشعارملا به زبان کُردی کرمانجی است، زبان خاص شاعران مردم استان‌هایی همچون: کرمانشاه، لرستان، ایلام وجنوب کردستان بوده است. وی بیان می‌کند که ملابر عقیده حروفیه بوده وازمحدثان فاضل شیخ بُرسی انتقاد کرده ودراوج اعتلای فرقه حروفیه بوده است. (ر.ک. کاظمی، 1380: 76 – 77)
استناد ایشان به ابیاتی است که از حروف مقطع قرآن کریم استفاده نموده است. درصورتی که این حروف اسرارقرآنی است نه رمزفرقه حروفیه. در ضمن ملا هیچ گاه از حروف رمزی که مربوط به فرقه حروفیه باشد، استفاده نکرده وگرایشی هم به این فرقه نداشته است. اگر مغرضانه نباشداین نویسندگان محترم از رموز عرفانی اطلاع چندانی نداشته، یا خواسته‌اند این عارف شهیررا با برچسب حروفیه ازدیدصاحبان فضل ودانش بیندازند. امید است با این مستندادت که دربیان اشعار و اصطلاحات آورده شده است، این فکرحروفیه بودن ملاپریشان از ذهن اندیشمندان این خطه فرهنگ دوست پاک شود ونویسندگان ومفسران اندیشمندان دست به قلم شده، این عارف گمنام رابیش ازآنچه هست به نسل جوان واندیشمند لرستان ودیگرمناطق لک‌نشین معرفی کنند. شایدسرمشقی برای دیگر شاعران وعارفان لک زبان باشد، تا آثاراندیشمندخود را درقالب اشعارلکی به خاص و عام بشناسانند، تاخود را درک کرده وبیش ازپیش به لک بودن خود افتخارکنند.
اخیراً نویسنده‌ای به نام اقبال امیری ساکن دینورکرمانشاه، درکتابی تحت عنوان تاریخ دینور مکتوب نموده است، ملاابوالقاسم دینوری معروف به ملاپریشان ازدانشمندان به نام عصرخودمی‌باشد. وی درزبان‌های عربی، فارسی، ترکی وکردی سرآمدعصرو روزگار خود بوده است. وی درقرن‌های هشتم ویانهم درقیدحیات بوده است. ملاپریشان باشیخ رجب بُرسی به مدت پنجاه سال دوست بوده است، شیخ رجب بُرسی درسال(1008 ه. ق) حیات داشته است. پس ملا درنیمه دوم قرن هشتم واوایل نهم می زیسته است. ملا مدت پنجاه سال باشیخ برسی دوستی داشته است، این استاد مسلم لک برزبان‌های: عربی، فارسی، ترکی وکردی استاد بوده است. ملاپریشان از مبلغین مذهب حروفیه و پیروان شیخ فضل‌الله نعیمی بوده است، که نعیمی درسال(740 ه. ق) در قید حیات بوده وملاهم، پیرواین فرقه بوده ومثنوی اورابه زبان کردی آورده است.نمونه‌ای در وصف یزدان پاک بیان می‌فرماید:
ای مــژین آمــوز طفل شیرخورنــوربخش قمـر ژپیـرتو خور
ثنا گــوی ذاتش کوتــاه سـقالنپی بــردن و کنه ذاتش محالن
ژ ذات چون عاجز مانی بوس لبژصـفات درک کر تتمه مطلب
بگـــذر ژی بلـــواتهــــا وبــنکوری کار نداشت ویش مکب
درکتاب الذریعه الی تصانیف الشیعه ازعلامه تهرانی می‌گوید: ملاپریشان، شاگردشیخ رجب بُرسی بوده و دیوانی به زبان کردی دارد. وی درقرن نهم می‌زیسته ودیوانی داشته بابیش ازهزار بیت، که به نام معراج نامه معروف بوده است. (ر.ک. امیری،1390: 179 – 182)
امّا ملا خود به لر وکُرد بودنش اشاره دارد، شاید بخاطر حفظ رابطه بین مردم دو منطقه، کرمانشاه ولرستان باشدکه قرابت فرهنگی، اجتماعی زیادی باهم دارند.
هَر چَن ماوِرْدِم دَلیل ژَ قُرآن
مَوات یا لا نَدر کُرد یُخدُر ایمان

اسفندیار غضنفری امرایی گردآورنده، دیوان ملا درمقدمه به لک بودن وی اشاره کرده، با استناد به بیتی ازدیوان ملا اظهارمی‌دارد، ملاپریشان اهل منطقه غیاث وند ما بین سلسله ودلفان است.(ملاپریشان: چ)
ژَالــوارکــوه حــق پیــدامــیو
یــامـن فـی الـجبـال خـزایـنـه
ایرج کاظمی بیان می‌کند: “آقای علی محمد ساکی مقاله‌ای پیرامون حروفیه و ملاپریشان به این مضمون دارد: ناگزیراز(‌واژه‌نامه گرگانی‌) جناب دکترصادق ‌کیا ومتون حروفیه شدم. ملاپریشان بطوری که خودش می‌گوید: همزمان بارضی‌الدین محمدبن رجب بُرسی معروف به حافظ برسی، فقیه، محدث، فاضل وادیب اواخرسده‌ی هشتم واوایل سده نهم ارتباط داشته است. ملاپریشان دراوج اعتلای عقایدحروفیه زندگی می‌کرده، همچنین علیه شیخ رجب برسی انتقادکرده است”. (کاظمی،1380: 76 – 77)
“شاعرتوانای لک؛ اهل دلفان وازطایفه غیاثوند می‌باشد وی عارفی وارسته وصوفی ضمیربوده است که در دلهای مردم غرب جایگاهی بسیاربالایی دارد.” (رضائی علی،1387: 46)

اوضاع سیاسی و اجتماعی سلسله و دلفان
منطقه دلفان به علت دوری از شاهراه تجاری وجنگی و دور بودن از رخدادهای مهم زمان‌، نامی د رکتب تاریخ ندارد، لیکن خودمحورحوادثی دردوره‌های باستانی بوده است. دلفان دارای آثارتمدن ازدوره‌های غارنشینی و دشت‌نشینی بوده است، از این بابت دارای فرهنگ غنی است. در کاوش‌های باستان‌شناسان دانمارکی درغرب لرستان آثارتمدن، مربوط به پنج هزارسال پیش ازمیلاد بدست آمد. (ر. ک، ایزدپناه، 1376، 283 – 284)
“دلفان یکی از بخش‌های وسیع کوهستانی و پرجمعیت لرستان است از شمال غربی به نهاوند و هرسین و رود گاماسیاب و ازجنوب به بخشهای چگنی و طرحان و از باختر به کرمانشاهان محدوداست”. (همان: 277)، نتیجه بررسی‌های به عمل آمده (‌دلفان) جزو منطقه پَهْلَه و در دوره اسلام قسمتی از ایلات جبال وجزو دینورو{‌ماه کوفه}1 بوده است که خراج‌اش به کوفه می‌رفته است. (ر. ک. همان:311 – 312)، سِلَه سِلَه یکی ازبخش‌های حاصلخیز، سرسبز، خوش آب وهوا درشمال لرستان است، ازشمال به رشته کوه گری (گرین) که سرتاسراستان را همانند دیواری محصورکرده است، ازباختربه بخش(دلفو) دلفان و ازخاوربه بخش هَرّو وجنوب به سفیدکوه وبخش حموه محدوداست. (ر. ک.همان،249-250)

سبک سخن ملاپریشان
درک اشعارملاپریشان برای کسانی که به دقایق وظرایف گویش لکی وکُردی آگاهی ندارد مشکل است‌. ویژگی اشعارملا علاوه برزیبایی وذوق آرمانی، مهارت در تشبیه و تلفیق خواسته‌ها و بیان مضامینی درقالب افکار بکر، محتوای عرفانی و معنوی آن است. شعرملا درحوزه معرفت واثبات صانع زنده وگویاست، زبان شعرعرفانی ایران در هرهیأت وشکل زبانی که هست استعاره‌ای است، همان طورکه مولانا نی را انسان می‌داند و نیستان همان ذات نا پیدا که منشأ آفرینش ومظهرنیکی و پاکی است. شکایت نی بخاطربریدن از نیستان است، تلاش می‌کند تا دوباره به آن برسد. ملاپریشان درسرتاسردیوانش محو و واله حق است، سرسپردگی معنوی ملاپریشان به مولای متقیان حضرت علی(ع) حکایت پایان نیافتنی است، که با منطق استواراو همراه است. اینک به نمونه‌ای ازاشعار وی اشاره می‌شود.
نِیَه ُونَشناخــتهَ مَاچَـــان خدایـــی نَعُــوذبِــالـلـه اَرْرُخ بِنــمَــایـــی کِی دَاشتِ سَــرپَنجِه خِیبَرگُــشَایـی کِـی لـــَه بَنــدِگی مَکــِردِخـدایی شرح ابیات: ندیده و نشناخته مانندخدایی پناه برخدا اگرصورت خود را نشان دهی، چه کسی قدرت وتوان گشودن قلعه خیبر را داشت، چه کسی درمقام بندگی می‌توانست این کارخدایی را انجام دهد.(ر. ک. کاظمی،1380: 77 – 87)
این مرد متفکر با صیغه‌سازی وجمله‌پردازی‌های مغلق وپیچیده میانه‌ای نداشته ودرکار نویسندگی ساده‌نویسی را می‌پسندیده است‌، چنان که آورده است:
وَاِیْـرَادگِـرتِـن وَصیغَـه سـازی تـَرخِینَـه دراصـل تَرخُـونْیِـه بِـی نباید ایراد و اشکال گرفت همان طوری که ترخینه اصل آن ترخُونْیَه بوده است. اشاره به این داردکه لفظ و زبان باید ساده و قابل درک برای عموم باشد، وگرنه عالمان مطالب سنگین را درک میکنند. این مرد دانشمند برعکس ملا نماهای قشری زمان خود باخرافه واغراق‌گویی و دروغ ‌پردازی و زبان بازی سخت مخالف بوده است. ملا همه جا از فضیلت و معرفت سخن می‌گوید و انسان بی‌معرفت را در صف پست‌ ترین نوع بهایم می‌داند نمونه‌ای