هر شده‌اند.20″
به عنوان مثال در آیه شریفه چنین آمده است:
“و ما محمدٌ اِلّا رسولٌ قد خَلَت من قَبله الرُّسُلُ اَفأِن ماتَ او قُتِلَ انقَلَبتُم علی اعقابِکُم وَ مَن ینقلِب علی عَقِبَیه فَلَن یَضُرَّ اللهَ شَیئاً و سَیَجزی اللهُ الشاکرین”21.
ترجمه: و محمد (ص) نیست جز فرستاده‌ایی که پیش از او هم پیامبران گذشتند. آیا اگر او بمیرد یا کشته شود عقبگرد می‌کنید؟ و هر که عقبگرد کند،‌هرگز به خدا زیانی نمی رساند، و خدا سپاسگزاران را پاداش خواهد داد. “
در حدیثی از امام باقر علیه السلام، در همین مورد آمده است:
“همانا مردم، بعد از ارتحال رسول خدا (ص)به وضع اهل جاهلیت برگشتند.22”
همچنین در حدیثی از پیامبر اکرم (ص)نقل شده که فرمود:
“من بین دو جاهلیت بر انگیخته شده‌ام که آخرین آنها بدتر از اولین می‌باشد.23”
مرحوم علامه شعرانی چنین گفته است:
“جاهلیت اولی به اصطلاح امروز آن دوره توحش انسان است که هنوز قواعد مدنیت را در نیافته خود را پای بند احکام نساخته بود. در آن عهد مردان و زنان بر حسب غریزه حیوانی با یکدیگر معاشرت داشتند، و پس از آنکه قومی متمدن شدند و محاسن آداب، مکارم اخلاق و احکام و شرایع را پذیرفتند، هرگاه باز به توحش بازگردند و شرم و حیامیان آنها ضعیف گردد و مراعات آداب نیکوفراموش شود، جاهلیت ثانی است. بی عفتی و لاقیدی زنان از لوازم توحش نوع بشر است آن‌گاه که زندگیشان نزدیک به روش حیوانات بود، خداوند زنان را از آن گونه رفتار منع کرد.24”
اما درباره چیستی جاهلیت باید گفت که:
“کلمه جاهلیت از ریشه جهل گرفته شده است، اما این دلیل بر آن نیست که مفهوم آن به معنای جهلی است که در مقابل دانش و علم به کار می‌رود. برای شناختن این کلمه که خود یک اصطلاح است باید موارد استعمال آن را در همان دوران بررسی کنیم.25
همان‌گونه که اشاره شد این کلمه برای نخستین بار در قرآن به کار رفته است، لذا ابتدا موارد استعمال آن را در قرآن مرور می‌کنیم. آیاتی که در آنها کلمه جاهلیت آمده از این قرار هستند:
“وَ قَرنَ فی بُیُوتکُنَّ وَ لا تَبَرّجنَ تَبَرُّجَ الجاهلیّه الاولی” و در خانه‌هایتان بمانید و چنان که در زمان پیشین جاهلیت می‌کردند،‌ زینتهای خود را آشکار مکنید.26
و در آیه دیگر آمد است:
“یَظُنّونَ بالله غیرَ الحَقِّ ظَنَّ الجاهلیَّهِ” در مورد خداوندگمان غیر حق دارند یک گمان جاهلی.27
و در ایه دیگری نیز چنین آمده است:
“اَفحُکمَ الجاهلیّه یبغُون وَ مَن اَحسَنُ من الله حکماً لِقَوم یوقنون”
آیا حکم جاهلیت را می‌جویند؟ برای آن مردمی که اهل یقین هستند چه حکمی از حکم خدا بهتر است.”28
و در جای دیگر آمده است:
“اِذ جَعَلَ الّذین کفرُوا فی قُلُوبهم الحَمیّهُ الجاهلیّه؛”
آنگاه که کافران تصمیمی گرفتند که دل به تعصب، تعصب جاهلی بسپارند.29
کاربرد کلمه جاهلیت در آیات فوق، نشان می‌دهد که قرآن برخی از کارهای دوره جاهلی را، که با معیارهای واقعی اسلام سازگار نیست جاهلی دانسته و محکوم می‌کند؛ قرآن زیور، عقاید و احکامی را محکوم می‌کند که جاهلی باشد، کما اینکه حمیّت و تعصب موجود در نظام قبیله‌ایی را تعصب جاهلی می‌داند.30″
در نهج البلاغه نیز جاهلیت مورد انتقاد و توصیف قرار گرفته است از جمله حضرت علی علیه السلام می‌فرماید:
“همانا خدا محمد(ص) را بر انگیخت، تا مردمان را بترساند و فرمان خدا را چنان که باید، رساند.
آن هنگام شما ای مردم عرب! بدترین آیین (علی شرّ دین) را برگزیده بودید، و در بدترین سرای خزیده (فی شرّ دار)، منزلگاهتان سنگستان‌های ناهموار،‌همنشینان گرزه مارهای زهردار. آبتان تیره و ناگوار، خوراکتان گلو آزار. خون یک دیگر را ریزان. از خویشاوند بریده و گریزان. بت‌هاتان همه‌جا برپا. پای تا سر آلوده به خطا.31″
“همچنین در خطبه 126 می‌فرماید:
همچون بدخویان جاهلیت می‌باشید که نه در دین فهم دارند و نه شناسای کردگارند.
نیز در خطبه 95 می‌فرماید:
او را بر انگیخت، در حالی که مردم سرگردان بودند و بیراهه فتنه را می‌پیمودند، هوا و هوسشان سرگشته ساخته، بزرگی خواهیشان به فرو دستی انداخته، از نادانی جاهلیت خوار، سرگردان و در کار نا استوار، به بلای نادانی گرفتار. او که درود خدا بر او باد،‌ خیر خواهی را به نهایت رساند، به راه راست رفت و از طریق حکمت و موعظه نیکو، مردم را به خدا خواند.
روشن است که در گفتارهای مذکور، انحطاط فکری اعراب،‌در کنار خشونت طبیعی و انحطاط مادی و معنوی به تصویر کشیده است.32″
با بررسی این موارد به این نتیجه می‌رسیم که: “افعال و افکاری که ناشی از جهالت و نادانی بوده و مخالفت با معیارهای قرآنی است، افعال و افکار جاهلی محسوب می‌شود.33”
“به باور بلاشر، اسلام بر تمامی ویژگیهای روحی عرب مانند مزاج جنگی، حساسیت عربی، قساوت در انتقام، و مسایلی چون شرب خمر، قمار بازی و آنچه در ردیف آنهاست، صفت جاهلی را اطلاق کرده است.34”
“به عقیده جواد علی جاهلیت به معنای سفاهت، حماقت، حقارت، و خشم و تسلیم ناپذیری در برابر اسلام و احکام آن می‌باشد.35”
“بعضی از نویسندگان، کلمه جاهلیت را به لحاظ آن که از ریشه جهل گرفته شده، در مقابل علم و دانش قرارداده و بر این باورند که اسلام این کلمه را در مقابل علم و دانشی که پیامبر بدان وعده داده به کار برده است.36”
اما در توضیح نهایی راجع به کلمه جاهلیت باید گفت:
“هر عمل خلاف و نادرست، چه نتیجه جهل باشد چه حاصل عدم حاکمیت عقل برقوای انسانی، به آن عمل جاهلی گفته می‌شود که در فارسی عوامانه کلمه “نفهمی” در برابر آن است؛ یعنی اگر علم نداشته باشد عملی را انجام دهد، این کلمه بر او صادق است.37″
بنابراین می‌توان “جاهلیت را مترادف با عقب ماندگی شدید دانست؛ اگر جامعه در ابعاد مادی و معنوی عقب مانده و به عبارت دیگر،‌نا به سامانی جدی داشته باشد، به تعبیر قرآن جامعه جاهلی است.38”
2-1-1-1- اوضاع جغرافیایی عربستان
“تاریخ نویسان یونانی و رومی سرزمینهای عربی را به نام آربیا39 می‌شناسند. در حالی که مورخان و جغرافیدانان عرب این سرزمینها را جزیره العرب می‌نامند.
این نامگذاری در واقع جنبه مجاز ‌دارد، زیرا سرزمین عرب در حقیقت جزیره نیست، بلکه شبه جزیره است؛ ولی عربها شبه جزیره را جزیره نام می‌نهند.
سرزمینهای عربی را از آن رو جزیره نام نهاده‌اند که پیرامون آن را دریاها و رودها فرا گرفته، و این سرزمینها را به صورت جزیره‌ای از جزایر دریا در آورده است.40″
“”شبه جزیره” عربی که برخی از جغرافیدانان عرب، آن را جزیره نامیده‌اند، بزرگترین و پهناورترین شبه جزیره جهان است. این شبه جزیره در منتهی الیه جنوب غربی آسیا واقع است و قریب سه میلیون کیلومتر مربع مساحت دارد.41″
این شبه جزیره، به طور مستطیل غیر متوازی الاضلاع است که از شمال به فلسطین و صحرای شام؛ از مشرق به حیره و دجله و فرات و خلیج فارس؛ از جنوب به اقیانوس هند و خلیج عمان؛ و از مغرب به بحر احمر محدود می‌شود. بنابراین،‌از طرف مغرب و جنوب به وسیله دریا،‌و از شمال و مشرق به وسیله صحرا و خلیج فارس محصور شده است.42
در قدیم این شبه جزیره را به سه قسمت تقسیم کرده بودند:
1- قسمت شمالی و غربی که حجاز نامیده می‌شد؛
2- قسمت شرقی و مرکزی که صحرای عربی نامیده می‌شد.
3- قسمت جنوبی که یمن نامیده می‌شد.43
“طبیعت مناطق مختلف سرزمینهای عربی با یکدیگر متفاوت است، بخش بزرگی از آن را صحرا تشکیل می‌دهد که آبادیهای میان کویر، زمینهای پست، و گودالهایی را که آب باران در آن جمع می‌شود و یا بر روی زمین جریان می‌یابد، در بر می‌گیرد اما درّه در آنجا کم است و تنها در اطراف شبه جزیره دیده می‌شود. اختلاف آشکار در طبیعت جغرافیای سرزمینهای عربی سبب شده است که ساکنان آن به دو دسته تقسیم شوند: چادرنشینان که اعراب نیز نامیده می‌شوند، و در صحرا سکونت می‌گزینند، و ساکنین شهرها که به کشاورزی یا بازرگانی و پیشه‌وری اشتغال دارند، و اینها اهل مدر یا اهل حجر یعنی شهرنشینان هستند.44”
به نظر گوستاولوبون،‌ فرق اساسی و کلی میان اعراب همان فرقی است که به شیوه زندگی آنان بر می‌گردد و اعراب را به دو دسته بیابانی و شهری تقسیم می‌کند.45
یونانیان و لاتینیان جزیره العرب را به سه بخش تقسیم کرده‌اند:
“عربستان خوش بخت و عربستان بیابانی و عربستان سنگی46”