تحقیق در مورد عرفانی، انسان،، ، معرفت، انسانشناسی، نگاه

یرسد که تبیین انسان در عرفان شیعی با هیچ مبنایی از سایر علوم قابل قیاس نیست، چرا که از سرچشمه وحی و بخش معارف عمیق آن الهام گرفته است. در میان عرفا خصوصا عرفای معاصر آن چه بیش از همه به مبنای وحیانی نزدیکتر است اندیشه امام خمینی( وعلامه طباطبایی( است.
این دوعالم ربانی تقریبا در سطح همسان و برابر از جایگاه ویژهای برخوردارند، امادر موضوعات محوری مباحث عرفانی از قبیل وجودشناسی، معرفت شناسی و انسانشناسی، نگاه ایشان یکسان و همنواخت نیست، بلکه اختلافاتی میان آراء ایشان مشاهده میشود. به عنوان مثال علامه( در غالب مباحث عرفانی به صورت مستقل مسائل را مطرح نموده و کمتر تحت تأثیر ابن عربی و عرفای تاثیرگذار قبل از خود بوده و از اصطلاحات آنها در آثار خود بهره میگیرد. ولیکن امام( در عرفان، به شدت متأثر از ابن عربی است و از اصطلاحات عرفانی وی بهره میگیرد. پرسش این است که علت این دو رویکرد چیست؟ انسانشناسی عرفانی در اندیشه این دو عارف از چه مبنایی برخوردار است؟ و آیا نگاه عرفانی امام با علامه مباین است یا اینکه هر دو بر مبنای واحدی مشی نموده و اختلاف آنها در مباحث جزئی و ظاهری است؟ به عبارت دیگر چه تفاوتها و شباهتهایی در این دو اندیشه مشاهده می شود؟ پژوهش حاضر در پی بررسی موضوع است.
ب) اهمیت، فایده و ضرورت بحث
تمام تحیر و سرگردانی انسان مدرن در حیات فردی و اجتماعی به خاطر عدم تصویر صحیح از هویت انسانی است. اگر آدمی بداند که برای چه خلق شده، ماهیتش چیست، دارای چه قوای بالقوهای بوده، از چه جایگاهی برخوردار است و مسیر سعادت او چیست می کوشد تا برنامه درستی در زندگی برای خود تنظیم نماید. چنین انسانی مطابق حدیث علوی مشمول رحمت الهی است که فرمود: خدا رحمت کند کسی که خود را بشناسد و از حد خویش تجاوز نکند. “رحم‏ اللّه‏ امرأ عرف‏ قدره و لم یتعدّ طوره.” 14. که عکس نقیض قطع و عدم رحمت است که جاهل به خویشتن مشمول آن است، در سطح جامعه اگر حاکمان اجتماعی و سیاسی همین اندیشه و معرفت را داشته باشند، قادرند که نظام سیاسی و اجتماعی مطلوبی را ارائه نمایند با این وصف هم فرد و هم جامعه به سمت تعالی پیش خواهد رفت. علاوه بر این، معرفت به طبیعت مشترک در انسان، محدود نبودن حیات به دنیا و اعتقاد به حیات اخروی، شناخت خدا از طریق انسان، دارا بودن قوای فراطبیعی و مقام خلیف? اللهی، انسان را به برترین جایگاهش مینشاند. تحقق مدینه فاضله بدون معرفت نفس ناطقه از آمال باطله است. اگر گفته شود که مسائل تمام علوم عقلی و نقلی و اساس و شالوده تمام خیرات و سعادات بر محور معرفت نفس و شناخت انسان است سخنی به گزاف گفته نشده است. به تعبیر بزرگان اسلام، انسان بزرگترین جدول بحر وجود و جامعترین دفتر غیب و شهود است که هنوز بخش اعظمی از این جدول حل ناشده و دفترش دست نخورده باقی ماندهاست.15
بدون تردید نیل به سعادت انسان، دوری از شقاوت و حفظ و شکوفایی حقیقت و هویت انسانیت، دوری از حیات حیوانی و گام نهادن در زندگی واقعی مستلزم داشتن تصویر صحیح از حقیقت انسانی و جایگاه او در هندسه نظام هستی است. بهرهمندی از زندگی در صورتی مایه فلاح و رستگاری است که انسان بداند برای چه اهدافی خلق شده است و او را برای چه امر مهمی به دنیا آوردهاند. اگر انسان بداند که برای چه خلق شده و ماهیتش چیست و از چه جایگاهی برخوردار است و مسیر سعادت او چیست می کوشد تا برنامه درستی در زندگی برای خود تنظیم نماید. بنا به تعبیری زیبا، منشاء سعادت و برکت در زندگی انسان، پس از معرفت نفس که سودمندترین معارف است، شناخت در سه چیز است؛ مبدأشناسی، معادشناسی و موقعیتشناسی.” رحم‏ اللّه‏ امرأ علم من أین و فی أین و إلى أین‏.”16
انسانشناسی محور تمام معارف بشری است و موجب تحکیم ارکان جوامع انسانی است؛ لذا آنان که می دانند با کسانی که نمی دانند مساوی نیستند. ” قُلْ هَلْ یَسْتَوِی الَّذینَ یَعْلَمُونَ وَ الَّذینَ لا یَعْلَمُونَ.”17 دنیای مدرن چنان انسان را در دریای عظیم تکنولوژی فرو برده است که فرصت هرگونه تفکر در باب وجود خویش را از او گرفته است، این فقر معرفتی و غرق شدن در امور مادی، توازن حقیقت انسانی او را نامتعادل نموده و این عدم اعتدال، اندیشه اومانیستی را موجب گشته است و با غرق شدن در این بحر عمیق، تصور خالقیت انسان و مخلوقیت خدا را در سر پروراندهاست. دقیقا به همین دلیل بزرگانی چون امام و علامه، بیشتر عمر شریف خود را صرف این امر مهم نمودهاند تا شاید جوامع انسانی را به حقیقت خویش آگاه ساخته و جایگاهش را در نظام هستی به او بشناسانند.
با این وصف میتوان گفت که انسانشناسی یکی از مهمترین و ضروریترین وظایف فردی و اجتماعی است. شاید اهمیت موضوع این دو عالم ربانی را به این مطلب معطوف داشته که به متفرقات خویش اکتفا ننموده و اثر مستقلی را در این باب به رشته تحریر در آورند. امام در کتاب ارزشمند “مصباح الهدای? الی الخلاف? و الولای?” و علامه نیز در دو رساله “انسان از آغاز تا انجام” و “رساله الولای?” به تفصیل از مقام و جایگاه انسانی سخن گفتهاند.
شناخت انسان در عرفان، جایگاه انسان در نظام هستی، آیه بودن انسان و جهان، کمال حقیقی و سیر تکامل انسان، مراحل کمال انسان، طریق نیل به کمال، غایت خلقت انسان، مقدور بودن کمال انسان، ارتباط انسان با عوالم هستی، جامعیت انسان، ساحتهای وجودی انسان، صعود و سقوط انسان، امکان راهیابی انسان به باطن عالم، عرفان نفس و طریق نیل به آن، هماهنگی کتاب تکوین و تدوین، ملاک انسانیت انسان، انسان کامل و ویژگیهای آن، اتحاد انسان کامل با نفس رحمانی، تجلی ولایت الهی در انسان کامل، کمال استجلا در آینه انسان کامل، مقامات انسان کامل از جمله فواید موضوع است.
به نظر میرسد تمام خطراتی که بشر امروزی را تهدید مینماید ناشی از دو چیز است؛ عدم معرفت به توحید و وجود تفکر مادی و رواج شرک در میان افراد جامعه، دوم عدم شناخت حقیقی به جایگاه انسان.
ضرورت بحث در این قسمت خود را نشان میدهد که چرا این دو حکیم و عارف در مباحث عرفانی خصوصا در بحث انسانشناسی که از اهم موضوعات است مسیر واحدی را سیر نکرده و در مسلک عرفانی در مقام نظر و عمل تعامل نداشته و یک شیوه را اتخاذ نکردهاند. با توجه به این اختلافات که نگارنده برخی از آنها را احصا و از برخی شاگردان آن دو بزگوار استمزاج نموده عنوان پیشنهادی میتواند یکی از مهمترین و بهترین موضوعات عرفانی در راستای شناخت اندیشه عرفانی این دو عارف جهان معاصر برای طالبان مباحث عرفانی بوده باشد. جذابیت موضوع در این است که تا به حال کمتر به این نکته توجه شده و تا کنون اثر مستقلی در این زمینه به رشته تحریر در نیامدهاست.
ج) پیشینه تحقیق
بررسیهای انجام گرفته حاکی از آن است که تا کنون تحقیق خاصی در این زمینه صورت نگرفته است هرچند رساله هایی در حد کارشناسی ارشد و دکتری در رابطه با اندیشه عرفانی به صورت عام و یا به صورت خاص مانند ولایت، تاویل، انسانشناسی و عشق به رشته تحریر درآمده و یا بررسی تطبیقی میان امام خمینی( و ابن عربی نیز نوشته شده، اما در خصوص موضوع مزبور تا کنون اثری به طبع نرسیده است. و در حد اطلاع نویسنده پژوهش مزبور نخستین تحقیق در این رابطه میباشد.
برخی از تحقیقات انجام شده عبارتند از:
1. خلافت الهی از نگاه سید حیدر آملی و امام خمینی. محسن کربلایی نظر (پایان نامه ارشد فلسفه).
2. انسان کامل از نگاه امام خمینی و عارفان مسلمان به قلم محمد امین صادقی ارزگانی، بوستان کتاب.
3. خودشناسی عرفانی در المیزان، مظاهری سیف، انتشارات نشاط.

4. انسانشناسی عرفانی از منظر ابن عربی و امام خمینی، حسین مقدس (پایان نامه ارشد).
5. انسان از دیدگاه امام، افسانه شجاعی (پایان نامه ارشد).
6. حقیقت و خلافت انسان کامل از دیدگاه امام خمینی، مهوش کهریزی (پایان نامه).
7. انسان کامل از دیدگاه امام خمینی، عبدالکریم اسحاقی. (پایان نامه ارشد فلسفه)
8. تبیین مبانی عرفانی و فلسفی ولایت و خلافت از نگاه امام خمینی و علامه طباطبایی، محبوبه قره داغی.
د) اهداف پژوهش
انسان از منظر این دو عارف ربانی دارای مقام ولایت و خلافت بوده و در نگاه عرفانی از حد انسان مطرح در معارف فلسفی، کلامی و اخلاقی ارسطویی برتر خواهد بود. هرچند این دو اندیشمند سترگ مسلمان در نوع و روش بررسی تعریف و مقام انسان به ظاهر اختلافاتی دارند ولیکن در تصویر مقام انسانی و اینکه انسان، جامع حقایق هستی است دیدگاه مشترکی داشته و بر جایگا