، محمّد، ممتحنه، منافقون، معارج، بیّنه، کافرون و مسد.29و از همین رو واژه “عدوّ” و “اعداء” در قرآن حدود28 بار تکرار شده و آیات متعدد، چهره دشمنان اسلام و راههاى مقابله با شیوه‏هاى نفوذ آنان را به خوبى تبیین نموده‏اند این آموزه‏هاى قرآنى هم دشمنان ما را به ما مى‏شناساند و هم شیوه‏هاى مبارزه با آنان را.
قرآن کریم شش گروه از دشمنان را نام برده است: “شیطان و همراهان او”،”نفس امّاره”،”برخی از همسران و فرزندان”، “کفار و مشرکان”، “برخی از اهل کتاب خصوصاً یهودیان” و “منافقین”، که ما این شش دشمن را، در یک تقسیم بندی کلّی به سه گروه تقسیم نموده و مورد بررسی قرار خواهیم داد:
1) دشمن ایمانی?درونی یا پنهان?
2) دشمن خارجی
3) دشمن داخلی.
2-3-2) اهمیّت و ضرورت بحث دشمن شناسی از منظر روایات:
در سیره پیامبر (ص) و ائمه اطهار (ع) نیز به دشمن شناسی توجه بسیار شده است . و در میان معصومین (ع)، رفتار حضرت علی(ع) با دشمنان از همه درس آموزتر است. علی (ع) با توجه به شرایط زمانی و شیوه حکومتش با دشمنانی روبه رو بود که پیامبر (ص) و دیگر ائمه (ع) با آن رو به رو نشدند.
2-3-2-1) دشمنشناسی در روایات:
درباره لزوم شناخت دشمن احادیث فراوانی از پیامبر اکرم(ص) و ائمه معصومین(علیه السّلام) وجود دارد که به پاره ای از آنها اشاره میکنیم:
پیامبر(ص) درباره ضرورت شناخت دشمن میفرماید: “أَلا وَ اَن أعقل الناس عبد عَرَفَ رَبَّهُ فَأَطَاعَه وَ عَرَفَ عَدوه فَعَصاه”30
آگاه باشید، عاقلترین مردم کسی است که خدایش را بشناسد و از او پیروی کند و دشمن را نیز بشناسد و آنگاه نافرمانیش نماید.
نکته جالب در این حدیث آن است که از جملهی نمودار یک انسان پیش رو و آگاه را خداشناسی و دشمن شناسی میداند که نتیجهی خداشناسی تسلیم شدن در برابر خدا و پرستش اوست و نتیجهی دشمن شناسی، نافرمانی از دشمن است.
2-3-2-2) معرفی دشمن یکی از اهداف اساسی معصومین(ع):
پس از رحلت پیامبر(ص)، اسلام واقعی از مسیر اولیهاش منحرف و خلافت از خاندان پیامبر اسلام (ص)گرفته شد، از این رو، از همان ابتدا، امامان شیعه تلاش خود را صرف شناسایی چهره دشمنان اسلام کردند. حضرت علی(علیه السّلام)، امام حسن(علیه السّلام)، امام حسین(علیهم السّلام) و دیگر ائمه (علیه السّلام) تلاشهای زیادی در جهت معرفی دشمن به جامعه مسلمین انجام دادند و مهّمترین رمز پیروزی آنها، به ویژه پیروزی نهضت حسینی در این بود که دشمن را به مردم معرفی کرده بودند.
امام علی (ع) که خود بخش عظیمی از تلاش خویش را در دورهی حکومتش به افشاگری چهرهی دشمنان خود به کار برد در احادیث زیادی به معرفی و شناخت بیشتری پیرامون جایگاه و ضرورت دشمن دشمنشناسی میپردازد از جمله:
1) امام علی (ع) میفرماید: به خدا سوگند! اگر تنها با دشمنان روبرو شوم، در حالى که آنان تمام روى زمین را پر کرده باشند، نه باکى داشته و نه مى‏هراسم. من به گمراهى آنان و هدایت خود که بر آن استوارم، آگاهم و از طرف پروردگارم به یقین رسیده‏ام و همانا من براى ملاقات پروردگار مشتاق و به پاداش او امیدوارم. لکن از این اندوهناکم که بى‏خردان و تبهکاران این امّت، حکومت را به دست آورند، آنگاه مال خدا را دست به دست بگردانند و بندگان او را به بردگى کشند، با نیکوکاران در جنگ و با فاسقان همراه باشند، زیرا از آنان کسى در میان شماست که شراب نوشید و حد بر او جارى شد و کسى که اسلام را نپذیرفت امّا به ناحق بخشش‏هایى به او عطا گردید. اگراینگونه حوادث نبود شما را بر نمى‏انگیختم و سرزنشتان نمى‏کردم و شما را به گرد آورى تشویق نمى‏کردم و آنگاه که سرباز مى‏زدید رهاتان مى‏کردم. آیا نمى‏بینید که مرزهاى شما را تصرّف کردند؟ و شهرها را گشودند؟ و دستاوردهاى شما را غارت کردند؟ و در میان شهرهاى شما آتش جنگ را برافروختند؟ براى جهاد با دشمنان کوچ کنید، خدا شما را رحمت کند، در خانه‏هاى خود نمانید، که به ستم گرفتار و به خوارى دچار خواهید شد و بهره زندگى شما از همه پست‏تر خواهد بود و همانا برادر جنگ، بیدارى و هوشیارى است، هر آن کس که به خواب رود، دشمن او نخواهد خوابید! 31
2) همچنین امام میفرماید: هر کس نسبت به دشمن خود بخوابد (ونسبت به دشمن بیتفاوت باشد) مکرها و حیلهها بیدارش میکند.32
3) امام در کلام دیگری لزوم قطع ارتباط با دشمن را اینگونه بیان میکند:” از دشمنان ِخدا جدایی کنید و با اولیا خدا پیوند نمایید.33
4) امام درسخن دیگر لزوم آمادگی و قدرت در برابر دشمن را بیان می کند:” قبل از قدرت، با دشمن جنگ و ستیز منما”.34یعنی نخست باید نیرو تهیه کرد آنگاه جنگید.