ند.این حق به اولیاء آنها داده شده است، قانون گذار به تبع از فقه امامیه در ازدواج این گونه افراد اذن ولی قهری را شرط دانسته است، بویژه در ازدواج صغیر وصغیره حتماً شرط شده است که باید این ازدواج به مصلحت طفل باشد، ما در این تحقیق بر آنیم که ابتدا مصلحت را تعریف کرده، انواع آن را بیان نماییم وجایگاه آن را در حقوق اسلام، فقه امامیه و قانون مدنی ایران شرح دهیم.
ب) سوال های اساسی تحقیق
1- اهلیت در ازدواج به چه معنا است؟
2- آیا ازدواج کودکان، مجانین و افراد غیر رشید به مصلحت است یا خیر؟
ج) فرضیه‌های تحقیق
1- اولیاء محجورین عهده دار امور ایشان هستندآیا ممکن است کسان دیگری نیز این امر را عهده دار شوند؟
2- در ازدواج محجورین سعی بر مصلحت اندیشی شده.آیا ممکن است در این گونه ازدواج ها مضراتی نیز موجود باشد؟
د) اهداف تحقیق
1- تبیین دقیق و حقوقی دایره ی اهلیت در ازدواج.
2- با توجه لزوم رعایت مصلحت، در ازدواج محجورین باید در زمینه ی اثبات مصلحت سخت- گیری بیشتر صورت گرفته و به این مسئله به صورت تخصصی رسیدگی شود.
ه) ساماندهی تحقیق
این پایان نامه ، درسه فصل مورد نگارش قرار گرفته است، در فصل اول ومبحث اول درضمن دو گفتار به مضامینی چون مفاهیم واژه‌ها واصطلاحات پرداخته و وسعی خواهد شد که موارد استعمال و مصادیق آن را بیان کنم.درمبحث دوم تعریف عقد نکاح در حقوق اسلام وقانون مدنی ایران و در مبحث سوم این فصل پیشینه و اهمیت عقد نکاح درطی سه گفتار مورد بررسی قرار می‌گیرد.
فصل دوم باعنوان ازدواج صغار و نقش مصلحت طفل در آن در خلال یک مبحث با عنوان ازدواج صغار وسه گفتارکه: 1- مستندات ازدواج صغار در فقه 2- نقش بلوغ در ازدواج 3- نقش پدر و جد پدری در ازدواج صغار و جایگاه آن در آیات و روایات پی گیری خواهد شد.
وفصل سوم این نوشتار به، مصلحت در ازدواج غیر رشید ومجنون ، در دو مبحث اختصاص داده خواهد شد. که مبحث اول ضمن چهارگفتار به این موضوعات پرداخته می‌شود: 1- ازدواج غیررشید 2- مفهوم و مصداق غیررشید 3- رابطه مصلحت و ازدواج غیررشید ، پرداخته می‌شود.
ومبحث دوم این فصل تحت عنوان ازدواج مجنون ، درچهار گفتار مورد بحث قرار می‌گیرد که آنها عبارتند از: 1- مجنون کیست؟ 2- ازدواج مجنون در فقه امامیه و فقه عامه 3- ازدواج مجنون در قانون مدنی 4- رابطه ی مصلحت و ازدواج مجنون ، مورد بررسی قرار خواهد گرفت.
و) سابقه تحقیق
تا کنون رساله یا پایان نامه مدونی به این شکل یافت نشد .اما کتاب و پایان نامه‌هایی باعنوان‌های ذیل رویت شده:
1-بررسی تطبیقی مراسم ازدواج در اسلام، یهود، مسیحیت و زر تشت، رکسانا اکونمی، دانشگاه آزاد تهران مرکزی، رشته الهیات فلسفه و معرف اسلامی، بهمن 1379.
2- بررسی مبانی حجر و قیمومت از دیدگاه فقه امامیه وحقوق موضوعه ایران، روح اله واقع دشتی، دانشگاه آزاد واحد لاهیجان، گروه فقه و مبانی حقوق اسلامی، 1389.
و پیرامون حقوق خانواده، کتابهایی نوشته شده است ، مانند
3-کتاب بررسی فقهی حقوق خانواده، سید مصطفی محقق داماد
4- کتاب اشخاص و محجورین در حقوق مدنی دکتر صفایی .
ی) مشکلات تحقیق
چون بیشتر کار تحقیقاتی من بصورت مراجعه به کتابخانه و روش فیش برداری صورت گرفته است ، رفت وآمد و جستجو و دریافت برخی از کتب برایم قدری سخت بود و مشکل دیگری که هنگام جمع آوری این پایان نامه مواجه شدم این بود که اکثر کتب اصیل فقهی مذاهب به زبان عربی یافت می‌شد و بدلیل عدم تسلط کامل بنده در شروع کار به زبان عربی و این موضوع باعث می‌شد که درحین انجام، قدری سرعت کارم پایین رفته وانرژی و وقت بیشتری صرف شود.

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

فصل اول:
واژه‌شناسی، تعریف پیشینه و
اهمیت نکاح

مبحث اول: واژه‌شناسی
گفتار اول: محجور، مصلحت و ازدواج
بند اول: حجر و محجور
برای درک بهتر و بیشتر این مطلب، که حجر چیست ؟و محجور به چه کسی گفته می‌شود؟ به سراغ معنای لغوی، خواهیم رفت و سپس به معنای اصطلاحی و کاربردی حجر، از دیدگاه‌ها و نظرات مختلف، فقها و حقوق دانان، خواهیم پرداخت.
واژه حجر در لغت، که به فتح و ضم و کسره “حاء” استعمال شده است ، لیکن در حقوق امروز فقط به فتح اول به کار می‌رود، به معنی منع و بازداشتن است و به کسر یا ضم اول حرام راگویند، چون ممنوع است و عقل را حجر به کسر اول گفته‌اند، چون انسان را از کارهای زشت بازمی- دارد1.
پس حجر در لغت به معنی منع کردن و بازداشتن2 آمده است و محجور به معنای ممنوع می‌باشد.
محجور در اصطلاح حقوقی به کسی گفته می‌شود که به دلیل بی‌خردی و عدم درک درست، از تصرف در اموال خویش ممنوع شده باشد.
کسی که فاقد عقل و یا رشد و یا بلوغ بوده باشد و یا در صورت دارا بودن این ویژگی‌ها ورشکسته شود و یا در صورتیکه تاجر ورشکسته نباشد و معسر گردد3.
محقق حلی (ره) فرموده‌اند: حجر به معنای منع می‌باشد و شخص محجور از نظر شرع حق تصرف در مالش را ندارد4.
در اینکه حجر فقط مختص امور مالی است یا شامل امور غیر مالی هم می‌شود اختلاف نظر وجود دارد برخی آن را فقط مختص امور مالی ، وعده ی دیگری هم حجر را هم مربوط به امور مالی و هم مربوط به امور غیر مالی در نظر گرفته و بعضی دیگر برای حجر تقسیم بندی‌های گوناگونی را از جنبه‌ها و دیدگاه‌های گوناگونی بیان داشته‌اند ، که سعی کرده ایم تا حد امکان این نظرات را از دیدگاه فقها و حقوق دانان مختلف مورد بررسی قرار دهیم.
الف: حجر در فقه:
برای حجر تعاریف و تفسیر‌های متعددی، بیان شده و تعداد افرادی که تحت این عنوان محجور قلمداد می‌شوند نیز متعددند، علماءدر فقه، محجورین به سه قسم، وعده ای دیگر به شش صورت، وحتی گروهی نیز آنها را به ده دسته و یا بیشتر، تقسیم بندی کرده‌اند.و تعاریف مختلقی هم از حجر دارند که در ذیل به برخی از آنان خواهیم پرداخت.
تعریف حجر در فقه: “الحِجُر هُو المَنع مِن نفاذِ و التَصرفات القولیه” 3 به عبارت دیگر حجر به معنای عدم اهلیت در اجرای تصرفات قولی است.و به این علت تصرفات قولی می‌گویند که بطور مستقیم از اراده ی شخصی حکایت داشته و بصورت کلام و کتابت و یا با دلالت می‌باشد، زیرا قول در معنای وسیعش شامل سخن شفاهی و کتبی هر دو می‌شود پس اگر شخصی یکی از اسباب حجر را داشته باشد و مباشرت در انجام عقد و یا تصرف قولی نماید مجاز نخواهد بود زیرا غرض از مباشرت در آن تنفیذ و لزوم احکام مربوطه می‌باشد و زمانی که چنین باشد مباشرت وی لغو و بیهوده خواهد بود و شرعاً نیز اعتباری نخواهد داشت پس موضوع حجر در حقیقت تصرفات قولی است.
با اینکه قانون مدنی ایران برگرفته از فقه امامیه می‌باشد، ولی در همه ی موارد ، مواد مندرج در این قانون ، کاملاً با فقه انطباق ندارد، برای نمونه محجورین در قانون مدنی به سه قسم ، تقسیم بندی شده است در حالی که این تقسیم بندی در فقه معمولاً بیشتر است.و جالب این که در خود فقه نیز تعداد محجورین بر شمرده یکسان نیستند.
گفتیم اسباب حجر درفقه امامیه بیش از آن است که درقانون مدنی آمده.
در فقه امامیه اسباب حجر را 6 مورد دانسته‌اند و این مواد شش گانه عبارتند از5:
1- صغیر
2- سفیه
3- مجنون
4- بنده
5- مفلس
6- مرض متصل به موت
شهید ثانی در مسالک، پس از نام بردن از موارد شش گانه حجر که در فوق از آنها یاد کردیم می‌فرمایند: منحصر کردن اسباب حجر در شش امر، جعلی و استقرایی است نه عقلی و اسباب دیگری هم غیر از اسباب شش گانه برای حجر وجود دارد6. علما و فقهای بنام همگی در مورد حجر و انواع آن نظراتی داده‌اند که هم اکنون به بررسی اقسام حجر از منظر علامه حلی (ره) می‌پردازیم:
ب: حجر و مصلحت
در ادامه ایشان با توجه به در نظر گرفتن مصلحت شخص محجور و دیگران به بررسی افرادی که شامل خصیصه ی حجر هستند پرداخته‌اند و می‌فرمایند: دو قسم حجر داریم:
الف: کسی که حجرش به دلیل در نظر گرفتن مصلحت دیگری است.
ب: کسی که حجرش به دلیل در نظر گرفتن مصلحت خودش است.
قسم اول شامل 5 گروه می‌باشد:
1- محجور شدن شخص مفلس به خاطر طلبکارها
2- محجور شدن شخص راهن برای در نظر گرفتن حق مرتهن
3- محجور شدن شخص مریض به دلیل دفاع از حق ورثه
4- محجور شدن عبد به خاطر حق مولا
5- محجور شدن شخص