یزی استفاده شده است.
در این فصل ابتدا علاوه بر مرور شیوههای مختلف بودجه ریزی به سیر تحولات انجام شده در نظام بودجه ریزی در جهان و ایران پرداخته شده و بعد بطور تفصیلی به تعریف و ویژگیهای بودجه ریزی عملیاتی پرداخته شده است.
2-2) پیشینه ی نظری تحقیق:
2-2-1- اهداف و مقاصد بودجه:
بودجه ریزی از نظر تنظیم، تصویب، اجرا و کنترل اهداف مختلفی را در سیاستهای دولت دنبال می کند. در مرحله تنظیم، بودجه چهارچوبی را برای تنظیم سیاستهای دولت فراهم می کند و فعالیتهای مختلف را برای رسیدن به اهداف توسعه و تقسیم این فعالیتها بین دستگاههای اجرایی تعیین میکند. در مرحله تصویب بودجه وسیله کنترل قانونی است. در مرحله اجرا راهنمای مدیران در اجرای سیاستهای تدوین شده است و بودجه مهمترین ابزار کنترل و نظارت بر عملکرد دولت محسوب می شود. به طور کلی اهداف و وظایف و نقش بودجه ریزی را می توان بصورت زیر بیان کرد:
1. قضاوت در مورد توزیع عادلانه وجوه
2. برقراری یک سیستم پاسخگویی
3. تحصیل مجوزهای قانونی برای فعالیت های دولت
4. راهنمای اجرای سیاستهای دولت
5. ابزاری برای کنترل قوه مجریه توسط مقننه
6. ابزار روابط عمومی
7. یک برنامه کاری همراه با اثرات پولی
8. برنامه ریزی دولت
2-2-2- نقشهای بودجه:
2-2-2-1- ابزار کنترل:
بخش مهمی از قوانین هر کشور به چگونگی دخل و خرج آن کشور اختصاص دارد قوانین نحوهی نظارت وجوه و دستگاه های نظارتی را مشخص می نماید. این نظارتها به نوعی حمایت از منافع جامعه و مردم می باشد. بنابراین طبیعی است که نمایندگان مردم بر نحوه و میزان هزینه کرد اعتبارات توسط دستگاه های دولتی و همچنین نحوهی توزیع جغرافیایی اعتبارات حساسیت داشته باشند. بدین منظور لازم است که در اسناد بودجه مشخص شود که اعتبارات در چه محلی و به چه میزان هزینه میشود و سپس نظارت شود که میزان اعتبارات هزینه شده از اعتبارات مصوب تجاوز ننماید و یا محل خرج اعتبارات تغییر نیابد.( حسن آبادی و همکاران،74:1385)

در این سایت فقط تکه هایی از این مطلب با شماره بندی انتهای صفحه درج می شود که ممکن است هنگام انتقال از فایل ورد به داخل سایت کلمات به هم بریزد یا شکل ها درج نشود

شما می توانید تکه های دیگری از این مطلب را با جستجو در همین سایت بخوانید

ولی برای دانلود فایل اصلی با فرمت ورد حاوی تمامی قسمت ها با منابع کامل

اینجا کلیک کنید

2-2-2-2- کمک به بهبود مدیریت:
افزایش سریع مأموریتها، فعالیتها و وظایف دولت و به دنبال آن افزایش هزینه های دولت، نگهداری حساب تعداد بی شماری مواد هزینه را در مجموعه وسیع دستگاههای دولتی به صورت متمرکز، مشکل و پرهزینه نمود. با توسعه فعالیت ها، حساب های جزئی که برای مواد فرعی نگهداری می شوند، اهمیت خود را از دست می دادند و آنچه مطرح می شد حاصل نهایی فعالیت دولت و چگونگی تحصیل آن بود. به بیان دیگر، رویکرد از چگونگی مصرف اعتبار و کنترلورودیها و منابع به خروجی و محصولات تغییر کرد. در این زمان وظیفه بودجه ر ا می توان چگونگی تجهیز منابع برای انجام وظایف تعریف کرد. با این نگاه جدید، بودجه دربارهی مسائل مربوط به مدیریت اقدامات و فرآیندهای انجام کار و برنامهها در دستگاه های دولتی متمرکز شد و به جنبهی بهبود مدیریت از لحاظ سنجش کارایی و چگونگی بهره برداری از منابع، توجه می شود. سازوکار تخصیص در این نظام عبارت از پرداخت درصدی از سقف اعتبارات هر برنامه در هر قلم هزینهای در فواصل مختلف زمانی است. دستگاههای نظارتی در این سازوکار به ممیزی حساب ها و اسناد هزینه برای نگه داری سقف اعتبارات هر قلم هزینهای در هر برنامه یا وظیفه میپردازند. ( حسن آبادی و همکاران،76:1385)
2-2-2-3- مدیریت عملکرد:
به مرور زمان نظام بودجهریزی مبتنی بر بهبود مدیریت تبدیل به سازوکاری برای پاسخ دادن به درخواستهای اعتباری دستگاه ها و نه پاسخ به نیازها و الزامات اقتصاد کشور شد . این درخواست ها نیز بدون رعایت هیچ استراتژی و برنامه ای که مبتنی بر مطالعه ای بر نقاط ضعف و قوت و شناسایی تهدیدها و فرصت های دستگاه باشد، صورت می گرفت. کار سازمان متولی بودجه فقط تمرکز بر کم کردن برآوردها و پایین آوردن سطح درخواست ها تا حدی بود که با وصول درآمدها سازگار و هماهنگ گردد، بود. ادامهی این نوع نگرش باعث ایجاد تحول جدیدی در نظام بودجهریزی گردید، که نتیجه آن گرایش به نظارت بر پیامدها و نتایج دستگاه های اجرایی بود. در این نظام خروجی و اقدامات دستگاه های اجر ایی بر اساس برنامه ای استر اتژیک و مبتنی بر سیاست های کلان کشور تعیین و میزان اثر هریک از خروجی ها برروی پیامدهای آن اندازه گیری و مدیریت می شود. سپس خروجی ها در قالب شاخص های قابل اندازه گیری تعریف و حاصل آن در مقایسه با آنچه در بخش های دیگر دولت و یا بخش خصوصی ارائه می شود، مورد ارزیابی و مقایسه قرار میگیرد. سند بودجه در این نظام عبارت از عنوان دستگاه اجرایی برنامه ها و طرح ها و فعالیت های آن، قیمت تمام شده فعالیت ها، هدف کمی در فعالیت و و احد آن است. دراین نظام بودجه ریزی به جای طبقه بندی هزینه ها در مواد و مواد فرعی با استفاده از تکنیک های هزینه یابی محصول قیمت تمام شده خدمات و محصولات محاسبه و برای هریک از آنها هدف کمی مشخص میشود. در اجرای بودجه نیز مدیریت فرآیندهای انجام کار با تهیه و تنظیم و اجرای نظام پاسخگویی نوین به مدیران واحدهای ذی ربط واگذار شده، و اجازه داده میشود تا مدیران برای تولید کالا و خدمات با استانداردهای از پیش تعیین شده ترکیب مناسبی از مواد هزینه را انتخاب نمایند. از الزامات این نظام وجود شاخص های شفاف عملکردی، نظام های ارزیابی عملکرد، نظام انگیزشی و پاسخگویی و توسعه سیستمهای اطلاعات مدیریتی است. وظیفه دستگاه های نظارتی به جای ورود به فرآیندها و بررسی اقلام هزینه از نظر میزان اعتبارات هزینه شده در هر قلم هزینه ای معطوف به اندازه گیری پیامدها و خروجی اقدامات دستگاههای مختلف میگردد. تخصیص منابع در این نظام با توجه به میزان اجرای الزامات این نظام بودجه ریزی به سه دسته تقسیم بندی میشود:
1. بودجه نمایشی : در این بودجه شاخص ها و اطلاعات عملکرد در اسناد بودجه لحاظ میشود اما مبنای تصمیم گیریهای بودجه ای را در تخصیص منابع تشکیل نمیدهد.
2. بودجه غیر مستقیم : در این بودجه شاخص ها و اطلاعات عملکرد در کنار دیگر عو امل از قبیل سیاست های پولی و مالی، اولویت های اقتصادی و ملاحظات سیاسی مبنای تصمیمات بودجه ای را تشکیل میدهد.
بودجه مستقیم : در این بودجه شاخص ها و اطلاعات عملکرد تنها عنصر تصمیمات بودجه ای ر ا تشکیل می دهد و میزان اعتبارات مستقیماً تحت تأثیر واحد خروجی های تولید شده براساس فرمول خاصی قرار دارد. ( حسن آبادی و همکاران،77:1385)
2-2-3- مروری بر نقاط عطف در مسیر تکاملی نظام بودجهریزی
2-2-3-1- آغاز نظام بودجهریزی:
اصلاحات بودجه‌بندی در اوایل قرن نوزدهم میلادی عمدتاً به منظور افزایش توان حسابدهی حکومتهای پیرو دموکراسی و یا اعمال کنترل بیشتر در رژیم های شبه پادشاهی اعمال می‌شد. توجه قانونگذاران به تدریج از مالیات‌بندی به تخصیص هزینه‌های عمومی معطوف شد.
در بریتانیای کبیر کوششهایی با هدف تهیه چارچوبی برای افزایش توان پاسخگویی مالی دولت بود. انضباط مالی و صرفه جویی از طریق دستورالعمل‌هایی که توسط دستگاه مرکزی اعلام می‌شد، باید رعایت می‌گردید. دستگاه مرکزی فعالیت خاصی که نیاز به هزینه داشته باشد نداشت و صرفا مسولیت کنترل اینکه وجوه تعیین شده در محل اصلی خود به مصرف برسد را بعهده داشت. از سوی دیگر دستگاه‌های مصرف کننده، فعالیتهای خاصی داشتند که آنها را می‌بایست در چارچوب ضوابط تعیین شده توسط دستگاه مرکزی انجام می‌دادند. چندی بعد وظایف حسابداری و حسابرسی ضروری تشخیص داده شد و دستگاه‌های خاصی بدین منظور مشغول به کار شدند.
نظام بودجه‌ریزی در کشور فرانسه با درجه تمرکز بیشتری توسعه یافت. واحد خزانه‌داری دارای مسئولیت تمامی امور مربوط به نظارت، ممیزی، بازرسی، راهنمایی‌های مستقیم و غیرمستقیم و تهیه ضوابط و مقررات بود. در این نظام، ذیحسابانی در هر یک از دستگاه‌های اجرایی و گروهی از حسابداران مسئول رسیدگی به عملکرد درآمدها و انجام هزینه‌ها و بازرسانی برای رسیدگی به اجرای تمامی فعالیتها، پیش‌بینی شده بود.