ب وتصرف غیر قانونی اموال منشا آدم کشی و درگیری و حسد خواهد شد. سرقت باعث می شود مردم دست از کسب و کار و حرفه و صنعت بر دارند و مردم به نگهداری اموال و پس انداز نپردازند؛ وقتی که ببینند کسی نسبت به اموال یاد شده، حق اولویت ندارند.”1
مذاهب مختلف اسلامی با توجه به استدلال هایی که از آیات و روایات کرده اند هر یک دید گاه های متفاوتی نسبت به احکام اسلامی دارند. این تحقیق در جهت آشنایی هرچه بیشتر، با اندیشه های فقهای مذاهب اسلامی، و روشن نمودن هرچه بیشتر موضوع سرقت تدوین شده است. سعی شده است تا آراء فقهای مذاهب اسلامی در مورد سرقت به صورت مقایسه ای و مسائل گوناگون مربوط به موضوع سرقت و چگونگی تحقق حکم کیفری آن و هم چنین احکام جدید در مورد آن مورد بررسی قرار گیرد.
ب) سؤالات تحقیق
برخی از پرسش هایی که در این رساله، سعی شده تا با آنها پاسخ گفته شود، عبارتند از:
1- تعریفی که از سرقت در مذاهب مختلف شده است به چه شکل است؟
2- آیا می توان داده ها و اطلاعات را در حکم مال فرض نمود تا سرقت آنها مستوجب حد باشد؟
3- آیا تمام فقیهان در مورد تناسب حرز با مال نظر یکسانی دارند؟
4- آیا فضای مجازی را می توان در مفهوم حرز قرار دارد؟
پ) فرضیه های تحقیق
فرضیه های این تحقیق به صورت عمده، عبارتند از:
1- به نظر می رسد تعریف سرقت در مذاهب مختلف یکسان باشد.
2- به نظر می رسد داده ها و اطلاعات را می توان در حکم مال فرض نمود.
3- می توان گفت تناسب حرز با مال امری بدیهی باشد.
4- به نظر می رسد میتوان فضای مجازی را در مفهوم حرز قرار داد.
ت) اهداف و کاربردها:
وحدت و همبستگی مذاهب اسلامی از بزرگترین آرزوهای مسلمانان جهان است چرا که اتحاد و همبستگی مسلمین باعث رشد و شکوفایی و قوام و استحکام فرهنگی آنها می شود. شاید شناخت دیدگاه های فقهای مذاهب مختلف و آشنائی با نقاط مشترک یکدیگر و حرکت به سمت کاهش دیدگاه ها و اختلافات، قدم کوتاهی در رسیدن به این هدف بزرگ باشد.
با توجه به گسترش تکنولوژی و مدرنیته شدن بسیاری از امور سرقت نیز اشکال جدیدی به خود گرفته است بر این اساس یکی دیگر از اهداف این تحقیق شناخت خلاهای موجود در احکام فقهی مربوط به سرقت با توجه نیازهای کنونی و بررسی احکام جدید در این مورد است.
ث) روش تحقیق
این تحقیق به صورت اسنادی و کتابخانه ای است. به کتابخانه های دانشکده الهیات دانشگاه فردوسی، کتابخانه مرکزی دانشگاه فردوسی، و بقیه دانشگاه ها و برخی از کتابخانه های شهر مراجعه نموده، مطالب جمع آوری، و تدوین و سپس به صورت کنونی نوشته شده است.
نرم افزار معجم فقهی و مکتبه نقش بسیار مهمی در گردآوری برخی از مطالب این تحقیق داشته است اما عموماً کتابهای مورد استفاده از کتابخانه تهیه شده است.
ح) معرفی پلان
این پایان نامه شامل دو بخش می باشد عنوان بخش نخست مفهوم و ارکان حقوقی و فقهی جرم سرقت است که دارای دو فصل می باشد عنوان فصل اول تعریف و تمیز سرقت از مفاهیم مشابه و عنوان فصل دوم ارکان حقوقی وفقهی جرم سرقت می باشد.
عنوان بخش دوم واکنش های کیفری قانونی و فقهی ناظر به سرقت است که دارای دو فصل می باشد عنوان فصل اول واکنش های کیفری ناظر به سرقت تعزیری و عنوان فصل دوم واکنش های کیفری ناظر به سرقت مستوجب حد می باشد.
بخش نخست:
مفهوم و ارکان حقوقی و فقهی جرم سرقت
فصل نخست: تعریف و تمییز سرقت از مفاهیم مشابه:
این فصل دارای دو مبحث بوده.مبحث اول تعریف سرقت را بیان نموده که شامل دو گفتار و بندهای متعدد می باشد و مبحث دوم در مورد تمییز سرقت از عناوین مشابه مثل اختلاس، انتهاب و … می باشد که شامل 6 گفتار است که مختصراً به توضیحات هر کدام از این عناوین می پردازیم.
مبحث اول / تعریف سرقت:
در این مبحث طی دو گفتار ابتدا به تعریف لغوی و آنگاه به تعریف اصطلاحی سرقت پرداخته می شود.
گفتار اول / تعریف لغوی سرقت:
اهل لغت در مفهوم لغوی سرقت تعاریف گوناگونی را ارائه کرده اند اما در نهایت همه ی این تعاریف به معنای واحدی بر می گردند.
گفتار دوم/ تعریف اصطلاحی سرقت:
در فقه مذاهب مختلف اسلامی تعریف سرقت به شکل های گوناگون بیان شده است اما می توان گفت مفهوم همه ی آنها یکسان است.برای دریافتن هر چه بیشتر این مطالب، تعاریف سرقت را در نظر فقهای مذاهب اسلامی مورد بررسی قرار می دهیم:
بند اول/ تعریف حقوقی سرقت:
شامل دو گفتار می باشد گفتار اول: واژه شناسی مفهوم سرقت، گفتار دوم : تعریف سرقت
گفتار اول / واژه شناسی “مفهوم سرقت”
سرقت واژه ای عربی و مشتق از ماده سرق می باشد که سارق اسم فاعل و سرقت مصدر آن می باشد. سرق، یسرق، سرقه و همواره پنهانی بودن و مخفی ماندن با معنی آن همراه و در مفهوم آن مستتر است.
چنانچه حقوقدانان اسلامی در بحث های خود راجع به سرقت چنین گفته اند، سرقت به اعتبار معنی لغوی، ربایش چیزی از دیگری بطور پنهانی است.
بند دوم / تعریف فقهی سرقت:
از مجموعه آنچه که در کتب فقهی استنباط می شود، این که عمل سرقت اعم از مستوجب حد یا تعزیر دارای سه خصوصیت ” مال غیر بودن” ” مخفیانه بودن” ” از حرز بردن” ، در تعریف است. به نحوی که با فقد هر یک از اوصاف مذکور، عمل سرقت واقع نشده است. بطور خلاصه به نظر می رسد تعریف سرقت از نظر فقهی عبارت از: ” ربودن مال دیگری به طور مخفیانه پس از هتک حرز است”.
با توجه به تعاریفی که از سرقت شد اکنون به تعریف سرقت در فقه امامیه و فقه اهل سنت می پردازیم.
الف: تعریف سرقت در فقه امامیه:
در فقه امامیه اکثر فقها سرقت را تعریف نکرده اند و بدون تعریف سرقت به بیان شرایط آن پرداخته اند و برخی از فقها تنها سارق را تعریف کرده اند.
ب: تعریف سرقت در فقه اهل سنت:
1- فقه حنفی:
در فقه حنفی بیشتر فقها، اعم از متقدم و متأخر، اقدام به تعریف سرقت نموده اند و تقریباً تعریف واحدی از سرقت را بیان نموده اند.در نظر ایشان سرقت عبارت است از ” گرفتن مال دیگری به صورت پنهانی و پوشیده.”2
2- فقه مالکی:
تعریفی که فقهای مالکی، اعم از متقدم و متأخر، از سرقت ارائه دادند عبارت است از ” گرفتن نصاب یا بیشتر از آن، توسط مکلف، از مال غیر که محترم و معصوم بوده بدون شبهه ای قوی، بطور مخفیانه، از مرزی که اذن دخول در آن را ندارد.”3
3- فقه حنبلی:
برخی از فقهای حنابله، اعم از متقدم و متأخر، سرقت را اینگونه تعریف نموده اند: “سرقت عبارت است از گرفتن مال دیگری به صورت پنهانی و پوشیده.”4
برخی دیگر تعریف را بسط داده و کفته اند: ” سرقت گرفتن مال محترم دیگری است از حرزی که شایستگی آن را دارد، بدون شبهه و بطور پنهانی.”5
4- فقه شافعی
فقه های شافعیه، اعم از متقدم و متأخر، نیز عموماً تعریف یکسانی را از سرقت بیان نموده اند.گاهی نیز تنها به تعریف سارق پرداخته اند.
در تعریف سرقت آمده است سرقت گرفتن مال دیگری است به طور پنهانی، از جایی که برای نگه داری آن مال شایسته است.
مبحث دوم/ تمییز سرقت از عناوین مشابه:
علاوه بر سرقت حدی در کتابهای فقهی مباحث دیگری نیز که مشابه سرقت هستند ” اختلاس، انتهاب، استلاب..” بحث شده است. در این قسمت با نگاهی اجمالی به آنها می پردازیم.
گفتار اول/ اختلاس، انتهاب، استلاب:
اختلاس در کتابهای لغت به قاپیدن6 و انتهاب و استلاب به یک معنا، یعنی به یغما بردن و محروم کردن دیگری از چیزی و به غنیمت گرفتن… تعبیر شده است7.
فقه احناف:
در فقه احناف انتهاب عبارت است: ربودن چیزی به صورت آشکارا و با قهر غلبه و اختلاس این است که شخصی مالی را از دیگری و یا از خانه کسی به سرعت و به صورت آشکارا برباید.8
فقه شافعیه:
در نظر فقهای شافعی، منتهب کسی است که مال را با قهر و غلبه از مالکش می رباید و مختلس کسی است که مال را از مالکش برباید و فرار کند درحالی که مالک مال او را مشاهده می کند.9
فقه مالکیه:
در نظر فقهای مالکی منتهب کسی است که با قهر و غلبه اقدام به ربودن مال دیگری می کند و مختلس، کسی است که از غفلت صاحب مال استفاده کرده و مال را به چنگ می آورد.10
فقه حنابله
در فقه حنا بله منتهب کسی است که مال را به وجه غنیمت برباید و مختلس کسی است که از غفلت صاحب مال استفاده کرده مال را به چنگ آورد و فرار کند.11 (اختلاس نوعی از انتهاب است.)
فقه امامیه
برخی از فقها چون شیخ طوسی در نهایه12 و ابن براج13 مختلس را این گونه تعریف نموده اند: “مختلس کسی است که چیزی را به صورت آشکارا از راه ها و خیابان ها می رباید.”
برخی از فقها چون شهید ثانی در تعریف مختلس و مستلب می نویسند: “مختلس کسی است که مال دیگری را به طور پنهانی، بدون هتک حرز می رباید و مستلب کس